تبلیغات
سیب سرخ من - صبح می شه باز که !
سیب سرخ من

نوشته هایی سرخ که نماد من اند ، نمادی از درون ، درونی ناشناخته

 صبح می شه باز که !

بعد از یه شب حال به هم زن و گند و ضایع و قهوه ای و بیضوی و هر صفت داغون دیگه ای که الان به ذهنم نمی رسه یا اینجا نمیشه گفت ، که تا بوق سگ بیدار می مونی و خوابت نمی بره و کارها و احوالاتی ازت سر می زنه که  عرفا از یه به اصطلاح مرد بعیده ، آخرش هم از خستگی همون کارها و احوالات خوابت می بره ... مشکل اینجاست که دوباره
صبح می شه !
صبح می شه و مادر گرام هی میگه پاشو مگه درس نداری تو !!!!
صبح می شه و باید یه "صبح بخیر" زورکی بهشون بگی و خودت رو شاد و سرحال نشون بدی !!!!
صبح می شه و باید بشینی پای درسی که نه به خودت ربط داره ، نه به رشته ت نه به آینده ت ، بی خود بی خود !!!!
صبح می شه و یاد شب قبل می افتی و کارهای مسخره ای که کردی !!!!
صبح می شه و از امشبی که قرار باز بیاد سراغت می ترسی !!!!
صبح می شه و از خودت بدت میاد !!!!

همینجوری ، الکی ِ الکی ، بی دلیل ِ بی دلیلی !!!!


پ.ن : فکر نمی کردم روزی بتونم اینقدر سیاه و تاریک بنویسم !!! جل الخالق !!!



همه‌ی وبلاگها دارند

وبلاگ دار

فیها خالدون

گذشته ها

دوستشان دارم

کرموترین سیب های من

بگرد تا بگردیم

آنچه گذشت

دید و بازدید

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :