تبلیغات
سیب سرخ من - یه نفسی میاد و میره ...
سیب سرخ من

نوشته هایی سرخ که نماد من اند ، نمادی از درون ، درونی ناشناخته

 یه نفسی میاد و میره ...

درباره‌ی اینه :دل نوشته، 

حس نوشتن یه دل نوشته حس نابی ه که بعد مدتها امشب بهم دست داده.

بعد یه مدت ننوشتن حرف واسه گفتن زیاد دارم و شاید نشه همش رو اینجا گفت .


دانشگاه داره تموم میشه و همون جور که انتظارش می رفت گرفته دلم واسه بچه های باحالش ، واسه انجمن عمران ش ، واسه سلف و ... ش ! واسه مکان های زیگزالی ش * ، حتی واسه در و دیوار نکبتی ش که به قول یه ترم اولیِ خوش خیال "اولش که میبینی فکر میکنی هاروارد قبول شدی" ، و از همه بدتر واسه ساختمون معماری و ...ش !

دیروز مسموم شدم بدجوری و لحظاتی فکر کردم مردم و دیگه توی این دنیای شیرتوشیر نیستم .... بعدش خیلی فکر کردم ...... باید خیلی تجدیدنظرها در مورد خیلی چیزها انجام بدم .... در مورد خودم در مورد دیگران .....

سه ماه پیش به قبل خیلی تلاش می کردم یه دوستی ارزشمند رو گرم تر از قبل حفظ کنم اما نتیجه ای تا الان ندیدم ، نه که دیگه نخوام حفظش کنم یا دیگه برام ارزشمند نباشه نه .... بلکه احساس کردم شاید دارم زور زیادی می زنم یا شاید طرف بیش از این نمی خواد یا تواناییش رو نداره ... در هر حال دوست خوب من همچنان برام ارزشمندی .... یاد کن مرا !

از وقتی کنکور ارشد تموم شده همچنان تغییری رو توی چهره بعضی ها نمی بینیم ... سال پیش این موقع ها بیشتر فعال بودیم ..... آهای بعضی ها منتظرم ! (برداشت سیاسی نشه)


* خودم و خودشون می دونن

خدا همیشه هست و نمیشه از یادش برد



همه‌ی وبلاگها دارند

وبلاگ دار

فیها خالدون

گذشته ها

دوستشان دارم

کرموترین سیب های من

بگرد تا بگردیم

آنچه گذشت

دید و بازدید

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :