تبلیغات
سیب سرخ من - مطالب آبان 1388
سیب سرخ من

نوشته هایی سرخ که نماد من اند ، نمادی از درون ، درونی ناشناخته

 من هم

درباره‌ی اینه :عمومی، 

دوست ندارم که فقط دیگران برایم جرقه باشند.



بذار من هم برایت جرقه باشم ، حتی جرقه ای کوچک !


 ولی عوض می کنم ؟!

درباره‌ی اینه :خود، دل نوشته، فوری، 

دید رو عوض می کنم

دید رو شاید بد شبی عوض می کنم
ولی عوض می کنم
شاید ازچی به چی ندانم
ولی عوض می کنم
شاید دلم نیاد که عوضش کنم
ولی عوض می کنم
شاید دیدِ الانم را دوست داشته باشم
ولی عوض می کنم
شاید برایم رنج آور باشد
ولی عوض می کنم
شاید امکان پذیر نباشد
ولی عوض می کنم
شاید اصلا نیازی به عوض کردن نباشد
ولی ، عوض می کنم !
شاید حق داشته باشی که خوشت نیاید
ولی عوض می کنم
شاید از دیدِ الانم خوشت بیاید
ولی عوض می کنم
شاید نخواهم که زیر و رو بشوم
ولی عوض می کنم
شاید نتونم
ولی کمکم کن !



منتظر باشم؟!


 شد شد ، نشد نشد !!!

درباره‌ی اینه :دانشگاه، مصورانه، 

جنگِ مداد بدستان و غنیمت بردنِ ارقام !!!



نمی تونم زندگی نکنم ، نمی تونم اسیرش باشم
حتی واسه یه مدت کوتاه
همینم که هستم
شد شد ، نشد نشد
 
قدر خودم تلاشم می کنم
قدر خودم
قدری که از زندگی ِ گذشته ذره ای کم نشه
شاید نشه ولی واسه من باید بشه

شد شد ، نشد نشد

آهای تو ! ... واسه ما شکلاتی ( این رو نگم چی بگم :دی )


 کاریش نمیشه کرد !

درباره‌ی اینه :همین جوری یهو، 


شدنش که میشه !
ولی تولد یه بحثه ، یک عمر زندگی یه بحث دیگه !


 آیا می توان متولد شد ؟!

درباره‌ی اینه :فوری، 



امروز فهمیدم

سنگ صبور
نایاب نیست !

ولی کم یابه !!!


 دو راهی ...

درباره‌ی اینه :خود، 


خودت نیستی !


خودم باید باشم ؟

چرا نباید باشی ؟

چون ...

نمی تونم !
 
می تونی !

حالا مثلا چطوری ؟

اون هم می دونی !

می دونم اما ...

اما ندارد !

شاید !

...



" صدایی در گوشم مدام زمزمه می کند :
" بزن به سیم آخر پسر "  "


 ... نوستالوژیک لایف ...

درباره‌ی اینه :دل نوشته، مغز نوشته، موسیقی، مصورانه، 

من کلا چیزی حدود نصف شبانه روزم رو به گوش دادن آهنگ می گذرونم چه توی خونه ، چه توی دانشگاه و سرکلاس ، چه توی خیابون و ... . عکس هم از جاهایی که با دوست هام رفتم زیاد دارم چه گردش های کوتاه داخل شهری ، چه گردش های بیرون از شهر و معمولا هم هرشب یه نگاهی به بعضی هاشون می ندازم. چیزی که خیلی وقت ها باعث میشه که بشینم این عکس ها رو نگاه و بعضی از این آهنگ ها رو چندین و چند بارگوش کنم ، خاطراتی ست که توی ذهنم تدایی میشه ، خاطراتی که نه تنها مستقیما به خود اونها مربوط میشه بلکه به خاطر مصادف شدن ِ گرفتن اون عکس ها یا گوش کردن به اون آهنگها برای اولین بار با یک اتفاق خاص و همچنین هم زمان شدنشون با یک برهه از زندگیم ، من رو یاد اون گذشته های دور و نزدیک می ندازه . گذشته هایی که خیلی هاشون تلخ بودن و خیلی هاشون شیرین ولی نمی دونم چرا خیلی موقع ها حتی از به یاد اوردن اون تلخ هاش هم لذت می برم !  
دوست دارم با گوش کردن به یه آهنگ که مطمئنا از نظرم زیباست همراه با لذت بردن صرف از زیبایی اون آهنگ به یاد گذشته بیافتم که شاید ناخوشایند هم باشه ولی این ناخوشایندی رو توی شیرینی اون آهنگ حل می کنم . دوست دارم عکس هایی رو هم ببینم که نه تنها من رو یاد اون جمع پرشور و نشاط دوستان میندازه بلکه ممکنه به یاد یک اتفاق خاص  حتی از نوع ناگوارش بندازه که همون موقع ها اتفاق افتاده. شاید دلیلش اینه که با چشمان باز ببینم که زندگی همیشه شادی نیست ، زندگی همیشه غم نیست ؛ زندگی مخلوطی این دو ست !

زندگی مخلوطی ست از خاطره ها در گذشته و ترکیبی از آرزوها در آینده !

باید زندگی رو دوست داشته باشیم به خاطر سیاه و سفید بودنش حتی اگه بعضی موقع ها احساس کنیم که زندگی مون از این سیاه تر نمیشه. بهتره به جای زور زدن برای سفید کردن سیاهی ها ویا سیاه کردن سفیدی های سرنوشت ، تلاش کنیم که عمرمون به رنگِ بی تفاوت و میانه ی خاکستری نگذره ، که ناخوشایندی این عمر از هر سیاهی بدتره . بهتره با ترکیب سیاهی و سفیدی هایی که گاهی سرنوشت و گاهی خودمون برای خودمون رغم می زنیم میانه رو تجربه کنیم تا اینکه بخواهیم با بی تفاوتی ، زندگی مون رو به میانه برسونیم .

زندگی زیباست حتی " سیاه وسفید" اش

***

حالا که حرف از خاطره و عکس و آهنگ شد دوست دارم شما رو با چندتا مصداق از تلخی ها و شیرینی ها ی خودم آشنا کنم .

نوستالوژی آهنگ ها : ( از نوجوانی تا ... )

"کویر –  ابی" و "خرچنگ های مردابی –  حبیب" : دنیای نوار کاست و سالها تنهایی.

"گلهای پونه ، جزیره ، ایرونی ، بارون –  سیاوش قمیشی" : بودن در کنار پسرخاله هایی که زمانی از برادر هم به من نزدیک تر بودند.

" Desert Rose – Sting " : آرامشی که آخر نفهمیدم برایم خوب بود یا بد –  فیلم پارتی

"گریه نکن –  ابی" : طعم خوش رسیدن به یک آروزی بزرگ در دوران نوجوانی.

" آلبوم نقاب –  سیاوش قمیشی" : روزهایی سخت برای من و او.
.
.
.

"خانم ببخشید – TM " : اولین تجربه کاری ، گرما و ... .

"خدا –  راما" :  از دست دادن یک دوست.

"سخته –  نیماعلامه و یاس" ، "مجنون لیلی –  مازیار" ، "به کی بگم –  مهرداد مرادپور" : آغاز یک اشتباه و روزها درگیری ذهنی .... .

"کجاست بگو –  محسن چاووشی" : پایان اشتباه.

"ریسک –  زانیار" : آغاز یک دوستی که اشتباه نبود و امیدوارم که ادامه داشته باشه ... .

" Hello – Lionel Richie " ، "فال ، حقیقت داره دلتنگی ، دچار –  احسان خواجه امیری" : وصال بچگانه شاید احمقانه ( چه بپرسی چه نپرسی چشم من پر از جوابه )

"به تو تبریک می گم –  محسن چاووشی" : تجربه ای شیرین از حماقت.

"رویای دریا –  رضا صادقی" ، " The Lady in Red – Chris de Burgh " : آدم که نباید هر چیزی رو امتحان کنه ولی خب عاقبت ش بخیر گذشت.

"آلبوم ساعت 9 –  سیروان" : سفری به یاد موندنی به کاشان با دوستی عزیز و آشنایی با لازانیا – ملاقات با دیهان .
.
.
.

نوستالوژی عکس ها :


روزی به یاد ماندنی و شیرین

یادآور: مسیجی از جهنم


روز آخر ترم شش
یاد آور: اولین دروغ


پارک کودک شهرک غرب
یاد آور: یک هفته تنهایی


روزی برای روزی مهم
یاد آور : خبری ناخوشایند و کمی دور از انتظار

.
.
.

وهزاران عکس و آهنگ دیگر.

هم باید خاطره را ساخت هم باید با آن ساخت.


 به تسلای دلم

درباره‌ی اینه :همین جوری یهو، 

خسته تر از همیشه

کلافه ، مثل کلاف زندگی
.
.
.
یه بحث سیاسی ناتموم

شبِ فلان روز و اینترنتِ داغون
.
.
.
ناامیدی برای یه آدم همیشه امیدوار

آینده ای بیشتر از همیشه مجهول وار
.
.
.
نماز
 سکوت
نگاه
.
.
.
سیاوش
چاووشی
استینگ
.
.
.
بارون ! تو ببار ، فقط تو موندی برام .



بی ربط نوشت :
"مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی ، بدان که زندگی می کنی" .... شاید !



 فقط و فقط یک هشت !

درباره‌ی اینه :عمومی، مذهبی، 

دیروز هشت ِ هشت ِ هشتاد وهشت بود.

روزی که چه این همه هشت داشت و چه نداشت خاص بود.

همیشه و هرسال خاصه !

اما منهای خاص بودن ذاتی اش دیروز برای من نه تنها خاص نبود بلکه از روزهای عادی هم کسل کننده تر بود. از صدا و سیما گرفته تا دوستان و اطرافیان همگی مدتها بود که می خواستند این روز را با تعداد هشت هایش خیلی خاص و جالب جلوه دهند ، تمام توجه ها متمرکز شده بود به یک قرارداد انسانی که مطمئنا بر حسب اتفاق بوده ، در صورتی که این روز فقط یک هشت بیشتر نداشت، فقط و فقط یک هشت!

هشت ی که از تمام هشت های جهان با ارزش تر و خاص تر بود و هست. هشت ی که نامبارکش زینت بخش نامِ منِ بی ارزشه . منی که فقط نشانه ای از یک هشت توی شناسنامه م حمل می کنم در کنار یک یک که قدر هیچ کدام را ندانسته و نمی دانم. نام هایی که هریک بر حسب یک حکمت و اتفاق خاص بر من نهاده شده ولی امان از من.

ای هشت مین ماه خدا ! مرا دریاب !

پی نوشت:
دیروز خیلی متاسف شدم که در یکی از جشن های تدارک دیده شده توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی برای این روز مجری محترم از اول برنامه تا آخرش بدون هیچ اشاره به فضایل ستاره هشت م ، هی می گفت  " ... هشت ِ هشت ِ هشتاد وهشت ... " و آخرش هم واسه خداحافظی گفت : " جشنواره هشت ها تمام شد ! به افتخار خودتون یه کف مرتب ... !!! "

خیلی بعد نوشت :
گویا این پست ، پست اعدادِ ، علاوه بر عدد هشت جالب اینجاست صد و ده مین پستی که اینجا نوشتم و نشانی از اون یکی اسم من حقیره !!! اما باز هم می گویم اینها همه قرار دادند.


 به خودم می گویم !

درباره‌ی اینه :عمومی، 

بیش از حد با هم شوخی نکنیم.

بیش از حد به هم لطف و محبت نکنیم.

بیش از حد برای هم شادی نکنیم .
 

« افراط نکنیم »
به خودم می گویم !؟


 سنگ شناسی !!!

درباره‌ی اینه :فوری، همین جوری یهو، 

انواع سنگ های پریاب :

1)   سنگ آذرین
2)   سنگ رسوبی
3)   سنگ  کف رودخونه
4)   سنگ قلوه
5)   سنگ پاره
6)   سنگ قبر
7)   سنگ سنگکی
8)   سنگ انتفاضه
9)   سنگ مخملی
10) سنگِ پیش پای لنگ
11) سنگ رویی آسیاب
12) سنگ پای قزوین
13) سنگ چشم
...

انواع سنگ های نایاب :

1) سنگ صبور
و فقط همین



همه‌ی وبلاگها دارند

وبلاگ دار

فیها خالدون

گذشته ها

دوستشان دارم

کرموترین سیب های من

بگرد تا بگردیم

آنچه گذشت

دید و بازدید

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :