سیب سرخ من سیب سرخ من دنیای من است دنیایی پر از خواسته ها و نا خواسته ها ، دنیایی پر از آرزوها و رویا هایی که گاه دست نیافتنی اند و گاه دست یافتنی . و من کرم سیبی هستم به دنبال خواسته هایم در میان این همه نا خواسته. و می گردم و می چرخم شاید در این دنیای سرخ روزی به گنج مطلوبم برسم، شاید ! و تو ای دوست عزیزم ، تو هم برایم چون دنیایم ، سیب سرخی هستی که به آن عشق می ورزم ! tag:http://alirezabt.mihanblog.com 2019-09-14T23:29:42+01:00 mihanblog.com مستانه های نوروزی من 2013-03-19T04:27:08+01:00 2013-03-19T04:27:08+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/210 كرم سیب 90 مرا کشت و زنده ام کرد!~ 91 را زندگی کردم ~92 را فقط بوییدم...همچنان بوی فرشته ها را می داد...آنگه باز مست شدم! خداروشکر...

90 مرا کشت و زنده ام کرد!

~ 91 را زندگی کردم ~

92 را فقط بوییدم...
همچنان بوی فرشته ها را می داد...
آنگه باز مست شدم!


 خداروشکر...
]]>
... 2012-10-12T03:37:40+01:00 2012-10-12T03:37:40+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/209 كرم سیب تولدش مبارک !

تولدش مبارک !
]]>
گل دقیقه 90 ... !!! 2012-03-17T14:11:51+01:00 2012-03-17T14:11:51+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/208 كرم سیب 90! سال خوبی بود ... البته هنوزم هست!سالی پر از اتفاقات پرخیر و برکت ...  - کنکور ارشد خوبی دادم  - تصمیم انقلابی و لازمی گرفتم  - از خدمت ضایع سربازی معاف شدم  - شغل جدید  - قبولی دانشگاه  - دوستی با دوستای خوب و با معرفت  - و پاییز و زمستونی دوست داشتنی                               به گرمی حضور دستانش .......امیدوا


90! سال خوبی بود ... البته هنوزم هست!
سالی پر از اتفاقات پرخیر و برکت ...

  - کنکور ارشد خوبی دادم
  - تصمیم انقلابی و لازمی گرفتم
  - از خدمت ضایع سربازی معاف شدم
  - شغل جدید
  - قبولی دانشگاه
  - دوستی با دوستای خوب و با معرفت
  - و پاییز و زمستونی دوست داشتنی
                              به گرمی حضور دستانش .......

امیدوارم ادامه دهه نود
به خیر آغازش هم که شده
خوب و پربرکت برمن و همه دوستانم بگذره ...

با آروزی داشتن سال جدیدی پر از موفقیت
و سلامتی واسه عزیزم و عزیزانم
نوروز 91 رو پیشاپیش تبریک میگم ...
]]>
برات 2012-01-30T15:43:58+01:00 2012-01-30T15:43:58+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/207 كرم سیب امشب یهو دلم پر از حرف شد پر از حرف نگفتنی اما شنفتنی ... ترسیدم و ترسم انگاری به حقیقت پیوسته. دیدی میگن : " به دلم برات شده بود " ؟ دقیقا همون جوری! کلا سپردم به خدا... پر از حرف نگفتنی
اما شنفتنی
...

ترسیدم
و ترسم انگاری به حقیقت پیوسته.
دیدی میگن : " به دلم برات شده بود " ؟
دقیقا همون جوری!



کلا سپردم به خدا...
]]>
نگاه 2012-01-19T16:34:00+01:00 2012-01-19T16:34:00+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/206 كرم سیب چندیست درگیرم باز !

چندیست درگیرم باز !

]]>
یه روز تعطیل کاری ... 2011-12-02T08:43:26+01:00 2011-12-02T08:43:26+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/205 كرم سیب سر ظهرِ یه روز تعطیل و سرد پاییزی ، وقتی سوار اتوبوس بی آر تی خاوران م و دارم از محل کارم که تو یکی از جنوبی ترین و فقیرانه ترین مناطق تهرانه ، بر می گردم خونه ... وقتی که دارم آهنگ گوش میدم و سرم رو تکیه دادم به شیشه پنجره اتوبوس و به بیرونی نگاه می کنم که خالی از هرگونه نشاط قلبی مردم ه ... وقتی که بوی تند عرق کارگران و بیچاره هایی که دور و برم نشستن و بهم زل زدند، دیگه آزارم نمیده؛ بس که هرروز کنارشون رفتم و اومدم ... اصلا تعجبی نداره که پسر جوون به ظاهر نابینا با لباسی سر ظهرِ یه روز تعطیل و سرد پاییزی ، وقتی سوار اتوبوس بی آر تی خاوران م و دارم از محل کارم که تو یکی از جنوبی ترین و فقیرانه ترین مناطق تهرانه ، بر می گردم خونه ... وقتی که دارم آهنگ گوش میدم و سرم رو تکیه دادم به شیشه پنجره اتوبوس و به بیرونی نگاه می کنم که خالی از هرگونه نشاط قلبی مردم ه ... وقتی که بوی تند عرق کارگران و بیچاره هایی که دور و برم نشستن و بهم زل زدند، دیگه آزارم نمیده؛ بس که هرروز کنارشون رفتم و اومدم ... اصلا تعجبی نداره که پسر جوون به ظاهر نابینا با لباسی کهنه سوار اتوبوس بشه و شروع کنه به گفتن روضه و مرثیه زندگی داغون خودش با صدای بلند ...

صدای آهنگِ توی گوشم رو بلندتر می کنم ... اما باز صداش میاد ... " یه بردار کوچیکتر از خودم ... " باز بیشترش می کنم و باز میاد صداش .... " یه خواهر بزرگتر و ... " گوشی بیشتر از این نمیشه دیگه اما حالا اون داره بهم نزدیکتر میشه ... " هفتاد تومن کرایه ... بخدا دروغ نمی گم ، بخدا ... " ، چشمام بسته ست و نمی خوام بازشون کنم سعی می کنم به آهنگ بیشتر توجه کنم ؛" ... خیلی ممنون اینقدر آسون من داغون کردی ... خیلی ممنون ... " ...

دیگه نمی تونم ... چشمامو باز می کنم ، اولین چیزی که بیشتر از همه چیز توی چشمام برق می زنه صدتومنی ها و دویست تومنی هایی ه که دارند توی دست مسافرها با ضرب آهنگ من می رقصند... و اون پسر که حالا انگار با شنیدن صدای رقص اونا دیگه حرفی واسه گفتن نداره ، و مظلومانه به همه رو میکنه و دل همه رو می لرزونه ... دل همه ای که شاید خیلی هاشون معلوم نیست پول شام شب شون جور باشه یا نه ...

درحالی که هی می خوره به میله های اتوبوس ، بین مسافرها حرکت می کنه و پولها رو جمع می کنه و من عین همون اولش که سوار شده بود ساکت و ثابت خشک شده بودم و نگاهش می کردم ... تاحالا شاید هزار بار از این صحنه ها دیده بودم و از این به بعد هم خواهم دید اما این دفعه ... نمی دونم چی باید بگم راستش ...

اتوبوس سرعتش رو داره کم می کنه و اون خودش رو به دم درش می رسونه ، از همه تشکر می کنه شاید چندبار ... می پرسه این چه ایستگاهیه ؟ یکی میگه : قیام ... اتوبوس وایمیسه و دونفر بلند میشند و کمکش می کنند که پیاده بشه و میره ... ، و من می مونم و نگاه هایی که شدت سوختگی دلهاشون چشمامو می سوزنه ... نگاه هایی که همیشه دلم براشون می سوخته ...

چشمامو باز می بندم و یادم میاد که داشتم و دارم آهنگ گوش می دم انگاری ... و لحظه ای که آهنگ داره می گه :

"... And I know I'll have to say goodbye again;
And it's breaking my heart, I know what I must do,
I hear my country call me, but I want to be with you ..."

....
]]>
دشارژ 2011-07-30T14:31:37+01:00 2011-07-30T14:31:37+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/203 كرم سیب حس نوشتن هم رفته از این خاک انگارمثل همین سیب سرخ خاک گرفتهمثل گودر که کنتورش روغن کاری می خواد واسه شماره انداختن ِ دوباره حس نوشتن هم رفته از این خاک انگار

مثل همین سیب سرخ خاک گرفته

مثل گودر که کنتورش روغن کاری می خواد واسه شماره انداختن ِ دوباره


]]>
این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میاره 2011-06-20T14:22:41+01:00 2011-06-20T14:22:41+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/202 كرم سیب امروز با اتوبوس خیابون ولی عصر رو از مولوی تا ونک تماشا کردم که البته با سرعت کند این اتوبوس های تندرو کلا این حرکت من یه جور سفر دورن شهری بود. طی این مدت آهنگ گوش میدادم و هزار جور آهنگ پلی می شد و باهاشون زمان رو توی این گرمای شدید امروزه ی تهران می گذروندم.دقیق یادم نمیاد کجای راه بودم که یهو یه آهنگ آشنا پس از مدتها پخش شد ، با حواس جمع تر بهش گوش دادم چند ثانیه ازش نگذشته بود که فهمیدم کدوم آهنگه ... ستاره ی شادمهر بود ، یه آهنگ تقریبا قدیمی که من رو برد به دوسال پیش و تا امروز با اتوبوس خیابون ولی عصر رو از مولوی تا ونک تماشا کردم که البته با سرعت کند این اتوبوس های تندرو کلا این حرکت من یه جور سفر دورن شهری بود. طی این مدت آهنگ گوش میدادم و هزار جور آهنگ پلی می شد و باهاشون زمان رو توی این گرمای شدید امروزه ی تهران می گذروندم.

دقیق یادم نمیاد کجای راه بودم که یهو یه آهنگ آشنا پس از مدتها پخش شد ، با حواس جمع تر بهش گوش دادم چند ثانیه ازش نگذشته بود که فهمیدم کدوم آهنگه ... ستاره ی شادمهر بود ، یه آهنگ تقریبا قدیمی که من رو برد به دوسال پیش و تابستون گرم 88 که عجیب برام اون زمان ، زیبا و دل نشین بود و گرچه هنوزم هست هم آهنگه هم ...

سه چهار مرتبه ای هی گوش کردم و فقط اون تابستون و روزها و شباش یادم میومد که فقط به یه داستان ختم می شد.* داستانی از هزار فکر و امید در مورد فقط یه هدف ، یه چیز ، یه نفر و یه کار که آخرشم نشد. حالا به حساب خودم باید بنویسم یا تقدیر نمیدونم اما در هر حال نشد که بشه ! شاید نباید میشد ...



الان بعد از دوسال خیلی دیگه بهش با ناراحتی فکر نمی کنم اما خب برهه ای از زندگیم به اون احوال گذشته حتی شاید کوتاه و شاید خیلی خیلی تاثیرگذار .... گاهی با اعصاب خوردی که واقعا از کجا خوردم گاهی با یه حس خنثی و لبخندی مرموزانه گوشه ی لب که آخرش " حالا که چی بشه " مثلا نشده و گور باباش !

ما توی زندگی هزار و یک پیچ خم رو باید طی کنیم و اگه بخوام شعاری نگم باید بگم که درسته که باید باهاشون کنار بیایم اما خیلی هاشون کنار اومدنی نیستن و باید فقط باهاشون همسفر بود و حرکت کرد به کجا نمیدونم ...

... دیگه رسیده بودم به ایستگاه ونک و باید پیاده می شدم .

* اون داستان هرچی که بود عشق و عاشقی نبود یه وقت اشتباه نشه.

دانلود : ستاره - شادمهر عقیلی


]]>
اردی بهشت 2011-06-06T10:21:26+01:00 2011-06-06T10:21:26+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/201 كرم سیب درسته که از نیمه ی خرداد هم گذشتیم اما دیشب داشتم به این فکر می کردم که دو سه سالی هست که این ماه اردیبهشت برای بخش خاصی از دوستی های من چه دوره سرنوشت سازی بوده ...از همین بخش خاص و توی همین ایام که گفتم تا به امروز دوتا دوست رو از دست دادم و با دوتا دوست خوب آشنا شدم ، که مطمئنا توی هرچهارتاش حکمتی بوده !نمی دونم اما باز هم شکر درسته که از نیمه ی خرداد هم گذشتیم
اما دیشب داشتم به این فکر می کردم که دو سه سالی هست که این ماه اردیبهشت برای بخش خاصی از دوستی های من چه دوره سرنوشت سازی بوده ...



از همین بخش خاص و توی همین ایام که گفتم تا به امروز دوتا دوست رو از دست دادم و با دوتا دوست خوب آشنا شدم ، که مطمئنا توی هرچهارتاش حکمتی بوده !

نمی دونم اما باز هم شکر
]]>
و باز هم 2011-05-31T09:37:03+01:00 2011-05-31T09:37:03+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/200 كرم سیب سکوت سکوت

]]>
خداحافظ 2011-05-22T03:21:31+01:00 2011-05-22T03:21:31+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/198 كرم سیب چشمانم خشکیده                              تیک تیک ساعت می آید                                                            قاب عکس چشمانم خشکیده

                             تیک تیک ساعت می آید

                                                           قاب عکس ت خالیست

                                                                                       نامه ای که گفته بودی پارَست

 


به احترام تک تک لحظات با هم بودن

                                           نباش

منبع

]]>
the weather alert 2011-04-21T14:18:23+01:00 2011-04-21T14:18:23+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/197 كرم سیب وقت تغییر است دیگروقت خالی کردن صندوقچهوقت رو کردن برگ برنده              که گاه بازندهوقت تلخ کردن زبان من و                  گوش شنوندهوقت لرزیدن دل و تَرشدنِ دیدهوقت سبک کردن درون وقت سیاه کردن بیرونوقت آرامش دل و برداشتن دِینوقت بیان درددل به غلظت قرائت عِین وقت بیداری زبانموقت فروپاشی مناگه زبونم لال و فرض محال تغییری صورت گرفترنجیده خاطر نشید لطفا

وقت تغییر است دیگر
وقت خالی کردن صندوقچه
وقت رو کردن برگ برنده
             که گاه بازنده
وقت تلخ کردن زبان من و
                  گوش شنونده
وقت لرزیدن دل و تَرشدنِ دیده

وقت سبک کردن درون
وقت سیاه کردن بیرون

وقت آرامش دل و برداشتن دِین
وقت بیان درددل به غلظت قرائت عِین

وقت بیداری زبانم
وقت فروپاشی من

اگه زبونم لال و فرض محال تغییری صورت گرفت
رنجیده خاطر نشید لطفا

]]>
هجوم ِ بن بستُ ببین ! 2011-04-15T04:16:31+01:00 2011-04-15T04:16:31+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/196 كرم سیب با تفاوت ها چه کنم ؟ با شباهت ها چه !؟ با تفاوت ها چه کنم ؟



با شباهت ها چه !؟
]]>
1400 2011-03-20T18:42:13+01:00 2011-03-20T18:42:13+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/195 كرم سیب چیزی به سال تحویل و شروع دهه ی 90 نمونده دهه ای که قراره آخرش من 32 ساله باشم شاید ازدواج کرده یا حتی بابا هم شده باشمشاید بعضی ها رو از دست داده باشمشاید خیلی ها رو بدست آورده باشمشاید بعضی از دوستای دهه 80 رو حفظ کرده باشمشاید فوق یا حتی دکتری گرفته باشمشاید توی یه شهر دیگه یا حتی کشور دیگه ای باشم...شاید به مشکل بزرگی برخورده باشمشاید دچار مریضی سخت یا معلولیت شده باشمشاید توی دنیای دیگه ای باشمهرجا و در هر حالی که باشم خواست خدا بوده که اوجا و در اون حال باشمدوستون دارم و به یادت چیزی به سال تحویل و شروع دهه ی 90 نمونده

دهه ای که قراره آخرش من 32 ساله باشم

شاید ازدواج کرده یا حتی بابا هم شده باشم
شاید بعضی ها رو از دست داده باشم
شاید خیلی ها رو بدست آورده باشم
شاید بعضی از دوستای دهه 80 رو حفظ کرده باشم
شاید فوق یا حتی دکتری گرفته باشم
شاید توی یه شهر دیگه یا حتی کشور دیگه ای باشم
...
شاید به مشکل بزرگی برخورده باشم
شاید دچار مریضی سخت یا معلولیت شده باشم
شاید توی دنیای دیگه ای باشم

هرجا و در هر حالی که باشم
خواست خدا بوده که اوجا و در اون حال باشم

دوستون دارم و به یادتون هستم
هرکجا که باشم

سال نو مبارک
]]>
The Experience 2011-03-04T13:47:03+01:00 2011-03-04T13:47:03+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/194 كرم سیب شش روزی نبودم ، سفر بودم کارها کردم چیزها دیدم حرفها شنیدم خیلی کارها رو یاد گرفتم خیلی ها رو شناختم خیلی حس ها رو لمس کردم خیلی حرفها رو نشندیده گرفتم چه اشک های بی صدایی که نبود ، نریخته باشم چه حرفهایی که توی دلم نبود ، جا نگذاشته باشم چه عاشقی هایی که نبود ، نفهمیده باشم چه خنده های بلندی که نبود ، نکرده باشم اما خباونقدر خوش گذشت کهبه همه ی این خوشی ها و نا خوشی ها بیارزه !به عمرم اونجا که موقع برگشت پشت لوکوموتیو با امیرحسین با صدای بلند سیاوش می خوندیم ا کارها کردم
چیزها دیدم
حرفها شنیدم

خیلی کارها رو یاد گرفتم
خیلی ها رو شناختم
خیلی حس ها رو لمس کردم
خیلی حرفها رو نشندیده گرفتم


چه اشک های بی صدایی که نبود ، نریخته باشم
چه حرفهایی که توی دلم نبود ، جا نگذاشته باشم
چه عاشقی هایی که نبود ، نفهمیده باشم
چه خنده های بلندی که نبود ، نکرده باشم



اما خب
اونقدر خوش گذشت که
به همه ی این خوشی ها و نا خوشی ها بیارزه !


به عمرم اونجا که موقع برگشت
پشت لوکوموتیو با امیرحسین
با صدای بلند سیاوش می خوندیم
 اینقدر حال نکردم

]]>
بی خیالِ حرفایی که تو دلم جا مونده 2011-02-17T16:50:23+01:00 2011-02-17T16:50:23+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/193 كرم سیب می خواستم بزنم در گوشش داد بزنم سرش حرف دلم رو بزنم* اون رو سنگین و شاید خودم رو سبک کنم امادیدم او سنگین تر از این حرفهاستو شاید من سبک تر از اویا شایدطبق معمول حرف دلم را خوردم سوء هاضمه حرف دارم ماه ها و سالهاستاین هم روزگار ماست *مرتبط : " - قرارمون بود ، قول دادی...  - قرار چیه ، وضع عوض شده...  - قرار اون چیزیه که اگر وضع هم عوض شد پاش وایسی!!! فیلم <کنعان> " بی ربط چند روزی ست استاد سیاوش قمیشی سرانجام به انتظار ما پایان داده اند: داد بزنم سرش
حرف دلم رو بزنم*
اون رو سنگین
و شاید خودم رو سبک کنم

اما
دیدم او سنگین تر از این حرفهاست
و شاید من سبک تر از او
یا شاید
طبق معمول حرف دلم را خوردم
سوء هاضمه حرف دارم ماه ها و سالهاست

این هم روزگار ماست




*مرتبط :
" - قرارمون بود ، قول دادی...
  - قرار چیه ، وضع عوض شده...
  - قرار اون چیزیه که اگر وضع هم عوض شد پاش وایسی!!!
فیلم <کنعان> "


بی ربط
چند روزی ست استاد سیاوش قمیشی سرانجام به انتظار ما پایان داده اند:
آلبوم یادگاری 2011
]]>
اینجوریاست ! 2011-02-02T16:55:15+01:00 2011-02-02T16:55:15+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/192 كرم سیب یه موقع هایی هست که آدم - یا شاید فقط من - از اون چه که دور و برش اتفاق میُفته ، افتاده ویا خواهد افتاد خسته میشه ! الان من اینجوریااام تقریبا یا شاید کااااملا. یعنی خستم در حد لالیگا جسمی ، فکری ، روحی ، جنسی ، عاطفی ، عشقی ، دوستی ، اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، بین المللی ، بین شهری ، فیس بوکی ، یوتیوبی ، چتی ، پیامکی ، تلفنی ، حضوری ، اداری ، خصوصی ، دولتی ، نظام وظیفه ای ، دانشگاهی ، کنکوری ، تکمیل ظرفیتی ، بنایی ، نقاشی ، لوله کشی ، سیم کشی ، تاسیساتی ، عمله افغانیی ،

الان من اینجوریااام تقریبا یا شاید کااااملا.
یعنی خستم در حد لالیگا

جسمی ، فکری ، روحی ، جنسی ، عاطفی ، عشقی ، دوستی ، اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، بین المللی ، بین شهری ، فیس بوکی ، یوتیوبی ، چتی ، پیامکی ، تلفنی ، حضوری ، اداری ، خصوصی ، دولتی ، نظام وظیفه ای ، دانشگاهی ، کنکوری ، تکمیل ظرفیتی ، بنایی ، نقاشی ، لوله کشی ، سیم کشی ، تاسیساتی ، عمله افغانیی ، بارونی ، ابری ، آفتابی ، مهتابی ، کم مصرفی ، رشته ای ، دیواری ، سقفی ، تصویری ، صوتی ،  متری ، چکی  ،  با ناهاری ، بی ناهاری ، تلویزیونی ، سینمایی ، قهوه تلخی ، نیمدن ِ آلبوم قمیشی ، اعتباری ، دائمی  ، رایانه ای ، یارانه ای ، هدفمندی ، هسته ای ، مبارک باید بروی ، استیضاحی ، فوتبالی ، سوتی خیابانی ، جنجال فردوسی پوری ، دانشگاه آزادی  و... همه جوره ای یعنی خستمااااااااا...  !!!!!
]]>
کو تا سال بعد حالا ! 2011-01-11T15:48:30+01:00 2011-01-11T15:48:30+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/190 كرم سیب داشتم پستهای همین موقع های سال گذشته رو مرور می کردم و دیدم کلا حال و روزمان تغییر نکرده ، فقط مهره های بازی تغییر کردن یا شاید فقط ماسکهایشان ...یادتون میاد ؟ داشتم پستهای همین موقع های سال گذشته رو مرور می کردم و دیدم کلا حال و روزمان تغییر نکرده ، فقط مهره های بازی تغییر کردن یا شاید فقط ماسکهایشان ...

یادتون میاد ؟
]]>
جوگیر شدن 2011-01-07T17:00:05+01:00 2011-01-07T17:00:05+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/189 كرم سیب کاش آن روزها که همه شان می آمدند و می گفتند " آیا مشکلی داری ؟ آیا از ما ناراحتی ؟ "من هم می گفتم " آری از تک تک همه ی شماها دلخورم و مشکل دارم باهاتان " اما خب بارها گفته ام که " ای کاش را کاشتند درختی سبز نشد ! "---------------------1600 تومن دادم نونوایی سنگکی 4تا نون آب رفته و خمیر گذاشت کف دستم ، برام یه جورایی عجیب و غیرقابل باور بود ، همونجوری مات و مبهوت به نونا رفتم خونه !---------------------رفتم واکسن بزنم واسه فرستادن دفترچه خدمت که واکسن های سه تا درد و مرض اعم از
کاش آن روزها که همه شان می آمدند و می گفتند " آیا مشکلی داری ؟ آیا از ما ناراحتی ؟ "من هم می گفتم " آری از تک تک همه ی شماها دلخورم و مشکل دارم باهاتان " اما خب بارها گفته ام که " ای کاش را کاشتند درختی سبز نشد ! "
---------------------
1600 تومن دادم نونوایی سنگکی 4تا نون آب رفته و خمیر گذاشت کف دستم ، برام یه جورایی عجیب و غیرقابل باور بود ، همونجوری مات و مبهوت به نونا رفتم خونه !
---------------------
رفتم واکسن بزنم واسه فرستادن دفترچه خدمت که واکسن های سه تا درد و مرض اعم از دیفتری و کزاز و مننژیت  رو به ما زد یهو ، خواستم بگم که یه هاری هم می زدین اون حسِ سگیِ نظام وظیفه تکمیل می شد.
---------------------
چرا دیگه تازگیا نمی گن که پسر باید بره سربازی تا مرد بشه هان ؟؟!!
---------------------
با این عکس به هزار دلیل خیلی حال می کنم :


---------------------
]]>
میس یو مای تی جی 2011-01-03T17:01:11+01:00 2011-01-03T17:01:11+01:00 tag:http://alirezabt.mihanblog.com/post/188 كرم سیب خیلی دلم واسه دانشگاه تنگ شده واسه نیمکت های توی محوطه واسه مکان های زیگزاگی سه نفرمون با زبون تیز مادر شوهر واسه فاصله تنگ ساختمون های 1 و 2 با ساختمون 3 که روزهای امتحان نمیشد ازشون رد شد واسه طبقه سوم خودمون و اتاق ته راهروش که بهش می گفتن انجمن انگاری ، البته بنظرم یه پاتوق رفاقتیِ تا اندازه ای علمی بود واسه تک تک بچه ها واسه دکتر کاظم و حماقتاش و لذت در آوردن اداش واسه اکبرزادگان و اِ اِ گفتن هاش و خاطرات قبل شروع کلاس هاش البته اگه کار به شروع میرسید واسه حیدر واسه نیمکت های توی محوطه
واسه مکان های زیگزاگی سه نفرمون با زبون تیز مادر شوهر
واسه فاصله تنگ ساختمون های 1 و 2 با ساختمون 3 که روزهای امتحان نمیشد ازشون رد شد
واسه طبقه سوم خودمون و اتاق ته راهروش که بهش می گفتن انجمن انگاری ، البته بنظرم یه پاتوق رفاقتیِ تا اندازه ای علمی بود
واسه تک تک بچه ها
واسه دکتر کاظم و حماقتاش و لذت در آوردن اداش
واسه اکبرزادگان و اِ اِ گفتن هاش و خاطرات قبل شروع کلاس هاش البته اگه کار به شروع میرسید
واسه حیدری و صداش و درس دادنش و کوییزاش و بازیش با لب پله سکو کلاس
واسه مازیار حسینی و شلوارش البته به ضرس قاطع
واسه ماجراهای گروه عمران و خانوم مهداور و دکتر نیک کچل رشتی و "ربیعی خر" ِ بزرگ و نگاه های مجهول خانوم توسلی و...
واسه نمازخونه و همه کارهایی که توش انجام دادیم از نماز تا بازی و مسابقه
.
.
.
واسه تک تک روزهایی که توی اون خراب شده ی دور افتاده ی با صفا واسم گذشت که با تمام تلخی و شیرینی هاش دوستشون دارم

یه جورایی این پست به نظرم دخترونه میاد نه ؟؟
]]>