تبلیغات
سیب سرخ من - مطالب موسیقی
سیب سرخ من

نوشته هایی سرخ که نماد من اند ، نمادی از درون ، درونی ناشناخته

 این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میاره

درباره‌ی اینه :دل نوشته، خود، فوری، موسیقی، 

امروز با اتوبوس خیابون ولی عصر رو از مولوی تا ونک تماشا کردم که البته با سرعت کند این اتوبوس های تندرو کلا این حرکت من یه جور سفر دورن شهری بود. طی این مدت آهنگ گوش میدادم و هزار جور آهنگ پلی می شد و باهاشون زمان رو توی این گرمای شدید امروزه ی تهران می گذروندم.

دقیق یادم نمیاد کجای راه بودم که یهو یه آهنگ آشنا پس از مدتها پخش شد ، با حواس جمع تر بهش گوش دادم چند ثانیه ازش نگذشته بود که فهمیدم کدوم آهنگه ... ستاره ی شادمهر بود ، یه آهنگ تقریبا قدیمی که من رو برد به دوسال پیش و تابستون گرم 88 که عجیب برام اون زمان ، زیبا و دل نشین بود و گرچه هنوزم هست هم آهنگه هم ...

سه چهار مرتبه ای هی گوش کردم و فقط اون تابستون و روزها و شباش یادم میومد که فقط به یه داستان ختم می شد.* داستانی از هزار فکر و امید در مورد فقط یه هدف ، یه چیز ، یه نفر و یه کار که آخرشم نشد. حالا به حساب خودم باید بنویسم یا تقدیر نمیدونم اما در هر حال نشد که بشه ! شاید نباید میشد ...



الان بعد از دوسال خیلی دیگه بهش با ناراحتی فکر نمی کنم اما خب برهه ای از زندگیم به اون احوال گذشته حتی شاید کوتاه و شاید خیلی خیلی تاثیرگذار .... گاهی با اعصاب خوردی که واقعا از کجا خوردم گاهی با یه حس خنثی و لبخندی مرموزانه گوشه ی لب که آخرش " حالا که چی بشه " مثلا نشده و گور باباش !

ما توی زندگی هزار و یک پیچ خم رو باید طی کنیم و اگه بخوام شعاری نگم باید بگم که درسته که باید باهاشون کنار بیایم اما خیلی هاشون کنار اومدنی نیستن و باید فقط باهاشون همسفر بود و حرکت کرد به کجا نمیدونم ...

... دیگه رسیده بودم به ایستگاه ونک و باید پیاده می شدم .

* اون داستان هرچی که بود عشق و عاشقی نبود یه وقت اشتباه نشه.




 بی خیالِ حرفایی که تو دلم جا مونده

درباره‌ی اینه :مقتبس، دل نوشته، خود، سینما، سیاوش قمیشی، موسیقی، 

می خواستم بزنم در گوشش
داد بزنم سرش
حرف دلم رو بزنم*
اون رو سنگین
و شاید خودم رو سبک کنم

اما
دیدم او سنگین تر از این حرفهاست
و شاید من سبک تر از او
یا شاید
طبق معمول حرف دلم را خوردم
سوء هاضمه حرف دارم ماه ها و سالهاست

این هم روزگار ماست




*مرتبط :
" - قرارمون بود ، قول دادی...
  - قرار چیه ، وضع عوض شده...
  - قرار اون چیزیه که اگر وضع هم عوض شد پاش وایسی!!!
فیلم <کنعان> "


بی ربط
چند روزی ست استاد سیاوش قمیشی سرانجام به انتظار ما پایان داده اند:
آلبوم یادگاری 2011


 اسیر !!!

درباره‌ی اینه :فوری، سیاوش قمیشی، موسیقی، 

اگه یکی بیاد با نام مشابهِ یک هنرمند چندتا از آهنگ های اون هنرمند رو با صدای تقریبا تقلیدی و بدون احترام و کسب اجازه از صاحب اثر بخونه و بطور رسمی یه آلبوم رو وارد بازار کنه دقیقا اسمش چیه !!!؟؟؟


من خودم ارزشی واسه این به اصطلاح آقای علیرضا قمیشی و آلبوم اسیر ش قائل نیستم چون همین شروع کاری خودش رو با این چیزا که گفتم نشون داد حتی اگه واقعا پسر استاد سیاوش هم باشه !!!

اما واقعا از شخصی مثل سیروان خسروی انتظار نداشتم که تنطیم آهنگ های این آقا رو انجام بده وقتی که استاد قمیشی بارها سیروان رو یکی از بهترین تنظیم کننده های ایرانی خطاب کرده و همچنین استاد از مدت ها قبل رسما نسبت به انتشار این آلبوم اعتراض داشته...!
و الان فقط به عنوان یه مخاطب می تونم بگم: سیروان از چشمم افتادی! ... که این شاید اهمیت زیادی هم نداشته باشه.


به هرحال این کارها خدشه ای به هنر سیاوش قمیشی وارد نمی کنه ، فقط کوچیک و حقیر بودن عده ای رو نشون میده و بس !


مرتبط:
ریمیکس هدیه - سیاوش قمیشی - تنطیم : مسعود فولادی


 سرت سلامت ، آینه ها زلال و پاکه

درباره‌ی اینه :سیاوش قمیشی، موسیقی، 

یه گفتگوی تلخ و شیرین میون دو یار دور افتاده از هم ، یه جدال نرم میون منطق و عشق ، میون بهار سرخوش و پاییز پر درد . یه آهنگ با ملودی تاثیر گذار که به شعر غنی ش رنگ و جلا میده ، یه اثر به یاد ماندنی و فاخر از استاد علم موسیقی ایران ، از عشق موسیقیایی من ، از سیاوش قمیشی !


کسی نیست که واسه یک بار هم که شده نشنیده باشدش و وقتی که پخش می شه اگه شعرش رو حفظ هم نباشه باهاش زمزمه نکرده باشه. اونایی هم که بیشتر گوش کردند با یه حس خاصی باهاش همخونی می کنند.
واسه همین این آهنگ از نظرم آهنگی نیست که بشه اینجا پیشنهاد داد . بیشتر یه جور ایجاد هم حسی با خواننده  ی این مطلب ه تا پیشنهاد. با این حال اگه تا به حال نشنیدیدش حتما واسه یه بار هم که شده امتحانش کنید پشیمون نمی شید.

نام اثر : فاصله
آلبوم : گل و تگرگ
شاعر : دانش
خواننده و آهنگساز : سیاوش قمیشی
سال انتشار :  1994
تهیه و تولید : سیاوش قمیشی و .Caltex Records co


MP3                                  اجرای تصویری از یو.تیوب


متن شعر :

من میگم منو شکستن
چشم فانوسم و بستن
تو میگی خدا بزرگه
ماه و میده به شب من
من میگم اخه دلم بود
اون که افتاده به خاکه
تو میگی سرت سلامت
آینه ها زلال و پاکه
اینکه فاصله ها رو
نمیشه با گریه پر کرد
یکیمون بهار سرخوش
یکیمون پاییزه پر درد
من میگم فاصله مرگه
بین دستای تو تا من
تو میگی زندگی اینه
حاصل عشق تو با من

من میگم حالا بسوزم
یا که با غصه بسازم
تو میگی فرقی نداره
من که چیزی نمیبازم
من میگم اینجا رو باختی
عمری که رفته نمیاد
تو میگی قصه همین بود
تو یک برگی توی این باد


 می گذره اما به سختی

درباره‌ی اینه :سیاوش قمیشی، موسیقی، 

نگین سبز

من همون جزیره بودم  

خاکی و صمیمی و گرم  

واسه عشق بازی موجا 

قامت م یه بستر نرم  

یه عزیز دردونه بودم  

پیش چشم خیس موجا 

یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا  

تا که یک روز تو رسیدی  

توی قلبم پا گذاشتی 

غصه های عاشقی رو 

توی وجودم جا گذاشتی  

زیر رگبار نگاهت 

دلم انگار زیر و رو شد  

برای داشتن عشقت  

همه جونم آرزو شد 

تا نفش کشیدی انگار 

نفسم برید تو سینه 

ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه 

اومدی تو سرنوشتم

بی بهونه پا گذاشتی

اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی

رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا

من و دل اما نشستیم  چشم به راهت لب دریا

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی

لحظه های بی تو بودن می گذره اما به سختی

دل تنها و غریبم  

داره این گوشه می میره  

ولی حتی وقت مردن  

باز سراقت رو می گیره  

می رسه روزی که دیگه 

قعر دریا می شه خونم  

ولی تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم

فرح نجلی


 نمی رسه به تو حتی صدای من !

درباره‌ی اینه :موسیقی، همین جوری یهو، 

می خواستم بهت بگم
چقدر پریشونم
دیدم خودخواهی ه
دیدم نمی تونم

تحمل می کنم ...
به هر سختی
به شرطی که بدونم
شاد و خوشبختی

تو می خندی
چه شیرین ه ، گذشتن
تازه می فهمم !
گاهی اوقات آدم خودش رو توی بعضی موقعیت ها که فرض میکنه ، مو به تنش می ایسته !


 Showing no emotion

درباره‌ی اینه :موسیقی، 

حس ، حس ، حس 
                            عمق ، عمق ، عمق
                                                            نگاه ، نگاه ، نگاه
                                                                                     اشک ، اشک ، اشک
                                                                                                                     ... ، ... ، ...


I'm standing in the station,
در ایستگاه استاده ام
I am waiting for a train,
منتظر قطارم
To take me to the border,
که من رو به سمت مرز ببره
And my loved one far away,
و عشق من دور از منه
I watched a bunch of soldiers heading for the war,
من گروهی از سربازها رو دیدم که برای جنگ به صف شدند
I could hardly even bear to see them go;
به سختی رفتنشون رو تحمل می کردم
Rolling through the countryside,
به سمت حومه شهر می رفتیم
Tears are in my eyes,
از چشمان اشک میامد
We're coming to the borderline,
ما داشتیم به خط مرزی میرسیدیم
I'm ready with my lies,
من دروغ هایم رو حاضر کرده ام
And in the early morning rain, I see her there,
و توی بارون صبحگاهی او را اونجا دیدم
And I know I'll have to say goodbye again;
و من میدونم که باید دوباره بگم "خداحافظ"


And it's breaking my heart,

و این قلب من رو داره میشکونه
I know what I must do,
من می دونم که باید چیکار کنم
I hear my country call me,
می شنوم که کشورم داره صدام میزنه
but I want to be with you,
اما من می خوام با تو باشم
I'm taking my side, one of us will lose,
به خودم حق می دم که یکی از ما شکست خواهد خورد
Don't let go, I want to know,
نرو  ، می خوام بدونم
That you will wait for me until the day,
که تو منتظرم خواهی موند تا روزی که
There's no borderline, no borderline;
هیچ مرزی وجود نداشته باشه


Walking past the border guards,
از گارد مرزی عبور می کنیم
Reaching for her hand,
دست هایش رو گرفته ام
Showing no emotion,
هیچ حسی نشون نمی دیم
I want to break into a run,
من می خوام فرار کنم
But these are only boys, and I will never know,
اما اینها فقط پسربچه اند و من هرگز نخواهم فهمید که
How men can see the wisdom in a war
مردم چگونه در جنگ عقلانیت می بینند



با تشکر از دوستی که پس از سالها دوباره مرا به یاد این آهنگ انداخت.


 ... نوستالوژیک لایف ...

درباره‌ی اینه :دل نوشته، مغز نوشته، موسیقی، مصورانه، 

من کلا چیزی حدود نصف شبانه روزم رو به گوش دادن آهنگ می گذرونم چه توی خونه ، چه توی دانشگاه و سرکلاس ، چه توی خیابون و ... . عکس هم از جاهایی که با دوست هام رفتم زیاد دارم چه گردش های کوتاه داخل شهری ، چه گردش های بیرون از شهر و معمولا هم هرشب یه نگاهی به بعضی هاشون می ندازم. چیزی که خیلی وقت ها باعث میشه که بشینم این عکس ها رو نگاه و بعضی از این آهنگ ها رو چندین و چند بارگوش کنم ، خاطراتی ست که توی ذهنم تدایی میشه ، خاطراتی که نه تنها مستقیما به خود اونها مربوط میشه بلکه به خاطر مصادف شدن ِ گرفتن اون عکس ها یا گوش کردن به اون آهنگها برای اولین بار با یک اتفاق خاص و همچنین هم زمان شدنشون با یک برهه از زندگیم ، من رو یاد اون گذشته های دور و نزدیک می ندازه . گذشته هایی که خیلی هاشون تلخ بودن و خیلی هاشون شیرین ولی نمی دونم چرا خیلی موقع ها حتی از به یاد اوردن اون تلخ هاش هم لذت می برم !  
دوست دارم با گوش کردن به یه آهنگ که مطمئنا از نظرم زیباست همراه با لذت بردن صرف از زیبایی اون آهنگ به یاد گذشته بیافتم که شاید ناخوشایند هم باشه ولی این ناخوشایندی رو توی شیرینی اون آهنگ حل می کنم . دوست دارم عکس هایی رو هم ببینم که نه تنها من رو یاد اون جمع پرشور و نشاط دوستان میندازه بلکه ممکنه به یاد یک اتفاق خاص  حتی از نوع ناگوارش بندازه که همون موقع ها اتفاق افتاده. شاید دلیلش اینه که با چشمان باز ببینم که زندگی همیشه شادی نیست ، زندگی همیشه غم نیست ؛ زندگی مخلوطی این دو ست !

زندگی مخلوطی ست از خاطره ها در گذشته و ترکیبی از آرزوها در آینده !

باید زندگی رو دوست داشته باشیم به خاطر سیاه و سفید بودنش حتی اگه بعضی موقع ها احساس کنیم که زندگی مون از این سیاه تر نمیشه. بهتره به جای زور زدن برای سفید کردن سیاهی ها ویا سیاه کردن سفیدی های سرنوشت ، تلاش کنیم که عمرمون به رنگِ بی تفاوت و میانه ی خاکستری نگذره ، که ناخوشایندی این عمر از هر سیاهی بدتره . بهتره با ترکیب سیاهی و سفیدی هایی که گاهی سرنوشت و گاهی خودمون برای خودمون رغم می زنیم میانه رو تجربه کنیم تا اینکه بخواهیم با بی تفاوتی ، زندگی مون رو به میانه برسونیم .

زندگی زیباست حتی " سیاه وسفید" اش

***

حالا که حرف از خاطره و عکس و آهنگ شد دوست دارم شما رو با چندتا مصداق از تلخی ها و شیرینی ها ی خودم آشنا کنم .

نوستالوژی آهنگ ها : ( از نوجوانی تا ... )

"کویر –  ابی" و "خرچنگ های مردابی –  حبیب" : دنیای نوار کاست و سالها تنهایی.

"گلهای پونه ، جزیره ، ایرونی ، بارون –  سیاوش قمیشی" : بودن در کنار پسرخاله هایی که زمانی از برادر هم به من نزدیک تر بودند.

" Desert Rose – Sting " : آرامشی که آخر نفهمیدم برایم خوب بود یا بد –  فیلم پارتی

"گریه نکن –  ابی" : طعم خوش رسیدن به یک آروزی بزرگ در دوران نوجوانی.

" آلبوم نقاب –  سیاوش قمیشی" : روزهایی سخت برای من و او.
.
.
.

"خانم ببخشید – TM " : اولین تجربه کاری ، گرما و ... .

"خدا –  راما" :  از دست دادن یک دوست.

"سخته –  نیماعلامه و یاس" ، "مجنون لیلی –  مازیار" ، "به کی بگم –  مهرداد مرادپور" : آغاز یک اشتباه و روزها درگیری ذهنی .... .

"کجاست بگو –  محسن چاووشی" : پایان اشتباه.

"ریسک –  زانیار" : آغاز یک دوستی که اشتباه نبود و امیدوارم که ادامه داشته باشه ... .

" Hello – Lionel Richie " ، "فال ، حقیقت داره دلتنگی ، دچار –  احسان خواجه امیری" : وصال بچگانه شاید احمقانه ( چه بپرسی چه نپرسی چشم من پر از جوابه )

"به تو تبریک می گم –  محسن چاووشی" : تجربه ای شیرین از حماقت.

"رویای دریا –  رضا صادقی" ، " The Lady in Red – Chris de Burgh " : آدم که نباید هر چیزی رو امتحان کنه ولی خب عاقبت ش بخیر گذشت.

"آلبوم ساعت 9 –  سیروان" : سفری به یاد موندنی به کاشان با دوستی عزیز و آشنایی با لازانیا – ملاقات با دیهان .
.
.
.

نوستالوژی عکس ها :


روزی به یاد ماندنی و شیرین

یادآور: مسیجی از جهنم


روز آخر ترم شش
یاد آور: اولین دروغ


پارک کودک شهرک غرب
یاد آور: یک هفته تنهایی


روزی برای روزی مهم
یاد آور : خبری ناخوشایند و کمی دور از انتظار

.
.
.

وهزاران عکس و آهنگ دیگر.

هم باید خاطره را ساخت هم باید با آن ساخت.


 حكمت ... !!!

درباره‌ی اینه :دل نوشته، موسیقی، فوری، 

نشد !

$$$

به نابودی کشوندیم تا بدونم همه بود و نبود من تو بودی

بدونم هرچی باشم بی تو هیچم ، بدونم فرصت بودن تو بودی


همه دنیا بخواد و تو بگی نه ، نخواد و تو بگی آره تمومه
همین که اول و آخر تو هستی ،به محتاج تو محتاجیم حرومه


پریشون چه چیزا که نبودم دیگه می خوام پریشون تو باشم
تویی که زندگیمو آبریمو باید هر لحظه مدیون تو باشم


فقط تو می تونی کاری کنی که دلم از این همه حسرت جدا شه
به تنهاییت قسم تنهای تنهام ،اگر دستم توی دست تو نباشه

افشین یداللهی
$$$

باز هم شكر !
روزی خواهد شد ، یعنی باید بشه !


 عطر بارون زده‌ی گلهای پونه !

درباره‌ی اینه :سیاوش قمیشی، موسیقی، 

" خاطره ای دور ، كلماتی پراكنده ، نوایی شیرین ، اما گنگ !
خاطراتی دور در گذشته ای نزدیك ، كلماتی آشنا و فراموش شده ، نوایی پیچیده در سر و دور از یاد ، اما گویا ! "

این توصیف حالی بود از حالم  در زمان گذشته و مربوط به یكی از آهنگهای سیاوش قمیشی كه در آن زمان یادی و خاطراتی از آن در ذهنم موج می زد اما اثری از خود آهنگ نبود ! تا كه یك روز كه داشتم آهنگهای سیاوش را رندم گوش می كردم ناغافل با این آهنگ رویرو شدم ! در ابتدا كلمات برایم آشنا بود اما هنوز آهنگ را نشناخته بودم ، هر چه شعر و موسیقی جلو می رفت حس عجیب و غریبی در دلم قل قل می كرد ! تا آن لحظه خاص !

..... "‌ من به یاد عطر بارون زده ی گلهای پونه " .....

لحظه ای كه هنوز برایم لذت بخش بوده و هنگام گوش دادن به آن كنترل خود را از دست می دهم ، موسیقی و ریتمی كه برایم همتا ندارد ، شعری كه كلمات آن بهتر از این نمی توانستند چیده شود ، لحن و صوتی كه هیچ گاه از اوج سقوط نمی كند ، همگی در آن لحظه ! ...

این قدر این آهنگ برایم خاطره انگیز هست كه هیچ گاه از شنیدنش خسته نمی شم . از موسیقی و لحن و صدای خواننده كه كلا كار استاد بزرگ موسیقی ست گرفته تا شعر لطیف و جاری ناهید میربها كه سرشار از امید و روشنایی است همگی از عوامل منحصر به فرد شدن این اثر است .  

حال از اون زمان هفت هشت سالی می گذره كه این آهنگ رو دوباره پیدا كردم و شاید هفته  ای چند بار بهش گوش می دم و تا حد امكان ازش لذت می برم . از نظر من این آهنگ در میان تمام كار های سیاوش برتر و یه چیز دیگه ست !

نمی خوام به شما توصیه كنم كه این آهنگ را گوش كنید كه حتما از آن خوشتان می آید بلكه هر كس سلیقه خاص خود را دارد و تمام چیزهایی كه اینجا برایتان نوشتم همگی نظر و سلیقه  شخصی من درباره این آهنگ ست ! در صورتی كه تا به حال آن را نشنیده اید می تونید اون رو از اینجا دریافت كنید ،‌ شاید از آن لذت بردید و باهم حسی مشترك پیدا كردیم !

" ... من به یاد عطر بارون زده‌‌ی گلهای پونه
می كشیدم پای خستمو تو جاده به هوای بوی خونه
وقتی كه صدای خونه منو تا آخر جاده می كشونه
این سراب ِ توی جاده كه چشامو می پوشونه "


 یه مرد بود یه مرد !

درباره‌ی اینه :موسیقی، 

امروز یعنی امشب می خوام از مردی اینجا بنویسم كه هیچوقت نمرد !

مردی كه هنوز زندست حداقل برای من !

مردی كه شجاعانه حرف دلش را به زیباترین و رسا ترین شكل می زد و هنوز هم میزند !

واقعا كه حرفهایش حرف دل بود طوری كه هنوز هم كه هنوزه حرفهایش مصداق و تاثیر پذیری دارند و به دل می نشینند !

هیچ وقت صدا و شعرهایش نظیر و مانند نداشت و ندارد و مصمئنا نخواهد داشت  !

واقعا آن حس عجیب و شگفت انگیزش را هنگام اجرای قطعاتش نمی توان فراموش كرد !

ابراز احساسات زیبای آن همه انسان علاقه مند به هنر ِ صریح و شجاعانه اش را نمی توان فراموش كرد!

آن فریادها و آواهای غیر متعارف در خوانندگی را كه باعث هیجان انگیز شدن و  منحصر شدن آثارش می شد ، نمی توان فراموش كرد !

نمی توان فراموش كرد !!!


هر وقت "با صدای بی صدا" اش را گوش میدهم رسم مردانگی را درك می كنم !

هر وقت "یه شب مهتاب" اش را گوش میدهم اوج صراحت و صداقت را در وجودش می بینم كه گویا چشم در چشم عمو یادگار ایستاده است و هر چه می خواهد می گوید !

هر وقت "هفته خاكستری" اش را گوش میدهم امید را در نهایت بغض و اندوه حس می كنم ! 

هر وقت " كوچه ها" اش را گوش میدهم شجاعت را در خودم جستجو می كنم ! كه گویا نیست !

هر وقت "گنجیشكك اشی‌مشی" اش را گوش میدهم به خودم می گویم كه كاش ما یاد می گرفتیم  تلخ ترین واقعیت های حاكم را با شجاعتِ تمام بر دهان ها بیندازیم !

هر وقت ...


او به خاطر هدفش شعر سرود و با تمام وجودش آن را خواند و در مقابل چشم همه مردمان آن را نواخت !

هیچ وقت نترسید و از راه و آرمانش پشیمان و خسته نشد ! و در نهایت عمر خود را تقدیم آنها كرد !

كاش جای سیاست مداران و هنرمندان كنونی ما با هم عوض می شد تا هنرمندانی آرمان گرا و سیاست مدارانی واقع گرا داشتیم !

كاش !!!

فرهاد ! تو برایم بی همتایی ! دوستت دارم !


 كولی تر از ترانه

درباره‌ی اینه :موسیقی، همین جوری یهو، 

من تشنه مثل خورشید

                     بی سرزمین تر از باد

                                              كولی تر از ترانه

                                                                بی پرده مثل فریاد 

                                                                                    تنها تر از سكوتم

                                                                                                      روشن تر از ستاره

عاشق تر از همیشه

با من بخون دوباره:

دِنگ دِنگ

                                   دینگ دینگ

                                                                           دِنگ دینگ

                                                                                                          دینگ دِنگ .....


 Fairytale

درباره‌ی اینه :موسیقی، 



Years ago, when I was younger
I kind a liked a girl I knew
She was mine and we were sweet hearts
That was then but then it's true


I'm in love with a Fairytale
Even though it hurts
Cause I don't care if I loose my mind,
I'm already cursed


Every day we started fighting
Every night we fell in love
No one else could make me sadder
But no one else could make me high above

I don't know what I was doing
Suddenly we fell apart
Now on days I can not fine her
But when I do well get a brand new star
t

Alexander Rybak



همه‌ی وبلاگها دارند

وبلاگ دار

فیها خالدون

گذشته ها

دوستشان دارم

کرموترین سیب های من

بگرد تا بگردیم

آنچه گذشت

دید و بازدید

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :