تبلیغات
سیب سرخ من - مطالب رسانه
سیب سرخ من

نوشته هایی سرخ که نماد من اند ، نمادی از درون ، درونی ناشناخته

 پشت درای بسته ...

درباره‌ی اینه :رسانه، همین جوری یهو، 



پشت درای بسته   ایكیوسان نشسته

سایو
آهنگ گذاشته    شینسه داره میرقصه

ژنرال
پاشكسته   از راه رسیده خسته



یادش بخیر

چه روزگاری داشتیم با اینها


 اعتیاد هم اعتیاد های جدید !

درباره‌ی اینه :مغز نوشته، رسانه، 

همین دو سال پیش بود كه یهو مثل بختك افتادم روش ، نمی دونم شایدهم اون افتاد رو من !

از یه دوست ناباب ، از یه تعارف ساده و كوچك شروع شد ، از یه آدرس كوچیك  گوشه ‌‌ی یه كاغذ !!! كاغذی كه دو سه ماه پیش متوجه شدم هنوز لای دفتر و كتابهای اون زمانم مونده !

یه روز رفتم به اون آدرس و ..... امان از زغال خوب !!!

اون اوایل نسبت به بعدش مصرفم كم بود به قول معروف تففنی می زدم . اما بااین حال نسبت به قبلش مصرفم  بیشتر شده بود !

یواش یواش دیگه یاد گرفته بودم كه "مواد"م رو با كیفیت بالا خودم گیربیارم ! "مواد"ی كه هم باحال باشن ، هم جذاب ! هم اینكه بتونم زود پخشش كنم بین بروبچ !

اون موقع ها "مواد"ها رو بدون تغییر و  كم و زیاد كردن تحویل این و اون می دادم !

بد چند وقت یه چیزایی از خودم می ساختم ! یه چیزایی رو از این ور و اون ور جمع می كردم و با هم قروقاتی می كردم تا یه چیزی ازش دربیاد بعد می بردم بین بروبچ علاف و خرابِ مواد پخش می كردم !

واسه خودم خلاف كاری شده بودم ...

اما نمی دونم چی شد ، از اون روز شش هفت ماهی نگذشته بود كه كه دیگه این كارا برام جواب گو نبود  ، دیگه بهم فاز نمی داد ! دیگه زمان سریع نمی گذشت !

یهو ولش كردم ، ول ِ ول كه نه ولی مصرفم خیلی كمتر شده بود تا تابستون پارسال ......!

 از چند سال قبل توی این باشگاههای معتادهای اهل حال و با مرام عضو شده بودم ولی هیچ وقت باهاشون حال نمی كردم ، تا این كه توی این تاستونی كه گفتم یه دوست ناباب دیگه ما رو یه شب به این یكی از باشگاهها دعوت كرد تا یه سربه اونجا بزنیم ! ما هم بالاخره كوتاه آمدیم و رفتیم ! رفتن ما هم همانا و ..... همانا !

از قبل تر هاش عجیب به ما جماعت معتاد حال میداد كه بشینیم در حال زدن جنس به بدن باهم بگپیم ! هیچ وقت هم از این گپیدن خسته نمی شدیم !  وقتی بیشتر آلوده این باشگاهها و گپیدن ها شدیم  دوباره مصرفم زیاد شد البته این دفعه با "مواد" با كیفیت تر و با حال تر ! یه دو سه باری هم به اون مواد چند ماه قبل یه پكی زدیم ولی این جدیدی ها چیز دیگه بودن !!!

راستش رو بخوای هم مصرفشون هم پخش كردن شون راحت تر شده بود هم به نظر جذاب و محرك می اومدن ! وقتی سراغ این باشگاهها و جنس های جدید می رفتی عجیب با معتادهای بیشتری آشنا می شدی هر كی یه اندازه مصرف می كرد ولی همشون می گفتند : بسوزه پدر ...!

بعد یه مدت دیدیم سرعت این سیخ و سنگِ ما پایینه و جواب این همه مصرف رو نمیده ، رفتیم سراغ این سیخ و سنگهای جدیدِ فول آپشن با سرعت بالا !!! این سرعت بالا همانا و ...... همانا !

معتادهای این دوره زمونه خیلی تغییر كردن ، آمار دخترها و زنهای معتاد رفته بالا !  خیلی از این ها باهم درست ارتباطِ "مواد"ی برقرار نمی كنند و بعد بیماری های ویروسی و روانی مرسوم ِ  بین این كاره ها رو می گرفتن ! ...

همین روال واسه من ادامه داشت تا اینكه یه ماه پیش تصمیم گرفتم علاوه بر این "مواد" و معتادهای جدید به همون سبك قدیم برگردم و به شكل جدید و درست تر ، از خودم و با توانایی اعتیاد خودم بین دوستان و بروبچ خرابِ "مواد" ، این "مواد" ابتكاری رو پخش كنم حتی اگر جنسشون هم خوب و خالص نباشه این ارزشش بیشتره !!!

دقیقا همین الان طبق روال به همه نوع "مواد" از جدید تا قدیم ، با فیلتر و بی فیلتر ، مجاز و غیر مجاز ، این وری و اون وری و .... معتادیم توی این دنیای اعتیاد آور !!!

امان از رفیق ناباب و سرعت بالا

پی نوشت :

البته واسه اینكه به زندگیم و كنكور ارشد و ... برسم تونستم بین اعتیاد و دنیای واقعی نسبتا تعادل بر قرار كنم ولی هنوزم معتادم از نوع درجه حاد !!!


 هانیه : معشوقه حاج یونس فتوحی

درباره‌ی اینه :رسانه، 

درسته آش دهن سوزی نیست ولی به هرحال دل حاج آقا فتوحی رو که برد. مواظب خودت باش !

 

نام: هانیه توسلی

تاریخ تولد: 1356

خواهر هما توسلی (نویسنده و منتقد)

در تنها بازی تلویزیونی اش (غریبه) موفق ظاهر شد و بلافاصله از او برای بازی در فیلم شام آخر دعوت به عمل آمد. در شام آخر خیلیها به او امید بستند. بازی منحصر بفرد او در فیلم شبهای روشن نشان داد كه یك رقیب سرسخت برای بازیگران بزرگ سینمای ایران پیدا شده است. در حالی كه در بیست و یكمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن حق مسلم او بود، جایزه را نیكی كریمی گرفت.

او تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن را برای بازی در « شبهای روشن » از « هفتمین جشن خانه سینما » (22 شهریور 1382) دریافت كرد.



 ناتالی متی درمدار ایران

درباره‌ی اینه :رسانه، 

.

سارا آستروس نام شخصیتی است که «ناتالى متى» بازیگر فرانسوی به آن در سریال مدار صفر درجه جان داده است. ناتالى  ۲۹ سال پیش در رم به دنیا آمده است. او مادرى ایتالیایى و پدرى هلندى دارد. این خانواده از ۴ سالگى ناتالى در پاریس اقامت كرده اند. زندگى در پایتخت فرهنگى جهان موجب شده تا وى به بازیگرى علاقه مند شود و در رشته تئاتر دانشگاه سوربن تحصیلاتش را به پایان برساند. او البته در كنار تحصیل آكادمیك مدت ۶ سال هم در هنرستان بازیگرى (اكتورز استودیو) دوره بازیگرى گذرانده است. حاصل این پیگیرى هم بازى در بیش از ۲۰ فیلم كوتاه، ۶ نمایش صحنه اى و یك فیلم سینمایى در فرانسه بوده است. نكته جالب در این بازیگر فرانسوى ازدواج با یك ایرانى اهل هنر به نام عماد دهكردى است، شاید همین اشتراك فكرى موجب شده باشد كه ناتالى متى بتواند سختى هاى حضور در این سریال را به مدت ۲ سال (۳ ماه مجارستان، ۲ هفته پاریس و چند ماه در ایران) تحمل كند. متى این روزها مشغول بازى در كار جدید خود در روستاى دورافتاده اى در ایتالیا بود و امكان گفت وگوى حضورى برایمان فراهم نشد. با این حال از طریق تلفن مصاحبه با او شده است.

.

مصاحبه با ناتالی متی را اینجا بخوانید


 این چارخونه کی تموم میشه؟

درباره‌ی اینه :رسانه، 

افکار ذهنی من در هنگامه پخش سریال چارخونه:

تیتراژ ابتدایی: سروش صحت عشق گربه داره؟ !

دقیقه ۲: خدا کنه این دفعه بامزه و خنده دار باشه ( البته تاحالا که نشده)

دقیقه ۱۵: مثله اینکه این قسمت هم بی مزه و لوس و مزخرفه ( مثل همیشه)

دقیقه ۳۰:یه کم خنده ( بهتره بگم تبسم) در اثر جنگولک بازی یکی از بازیگران ( هر ده قسمت یکبار)

دقیقه ۴۵: حال مثلا که چی؟ همین بود؟ (اگه خوابم نبرده باشه)

تیتراژ پایانی: مرده شوره تیتراژ و فیلم و باهم ببرن.

-

-

باز دمه رضا عطاران گرم که حداقل آخرای کوچه اقاقیا کم اوورد. ولی این آقا سروش از همون روز اول چیزی برای گفتن نداشت. حتی با اووردن رضویان بجز دو سه روز اولش فرقی به حال سریال نکرد. اینقدر بی نظم کار کردن یادشون رفت پسره خانواده ( وحید رو) بارن. خدا عمر فردوسی پور و برنامه صدفیلم بده که حداقل دوشب در هفته سریال پخش نمیشه. باز شانس اووردن ماه رمضان یه 20 قسمتی از سریال کم کرده. البته میگن شاید بعد از ماه مبارک هم ادامه پیدا کنه.

خدا به همه ما رحم کنه.


 یانگوم و یه مشت حرفهای حسابی

درباره‌ی اینه :رسانه، 

-

-

 بعد از بی جنبگی این دومین مطلب من در مورد یانگوم است.

چند وقتی هست که این بانوی زرد پوست، مردم را با خود همراه کرده، این را از تشعشعات زرد رنگ کیوسک های روزنامه فروشی هم می توان فهمید.

-

محبوبه میلیون یافته ای!

-

یکی از نزدیکانم تعریف می کرد در میان متخصصین یکی از بزرگ ترین مراکز علمی و صنعتی کشور نیز سلسله مباحث یانگوم شناسی با جدیت تمام دنبال می شود. حتی یکی از کارشناسان امر برای بقیه شرح می داده که در یک سرچ، دو میلیون یافته در مورد یانگوم بدست آمده. گویا جریان یانگوم کم کم دارد ابعاد تازه ای به خود می گیرد و برای بعضی ها مسئله خیلی جدی شده است.

-

یانگوم به روایت ضابطیان

-

برنامه " مردم ایران سلام " گفتگوی زنده تلفنی برقرار کرده با منصور ضابطیان در کره. گویا قرار است ضابطیان با عوامل پشت صحنه جواهری در قصر و شخص یانگوم مصاحبه کنند!

سعی می کنم باور نکنم، اما انکار فایده ای ندارد. ضابطیان و گروهش راستی راستی فقط برای تهیه گزارش از پشت صحنه این سریال به کره سفر کرده اند.

خرج و مخارج این سفر را حدودی تخمین می زنم و این سوال را از خود می پرسم که مصاحبه با " جی او .. " چه اولویت و ضرورتی دارد که شایسته این همه هزینه است؟!

صدا و سیمایی که تشعشعات زرد رنگ ساطع می کند هم حقیقتاً دیدنی است!

دنبال کردن یک سریال و لذت بردن از آن یک حرف است و پیرو زردیسم بودن حرف دیگر.

-

یانگوم و اوس محمود

-

نمایش زیر تیغ در خارج از ایران موفقیت آمیز بوده. آن همه اشک و آه گویا بر دل غیر ایرانی ها هم نشسته، حتی در ایتالیا جایزه بهترین بازیگر جشنواره برنامه های تلویزیونی را به پرویز پرستویی و جایزه بهترین کارگردان  سریال های بلند را هم به حمیدرضا هنرمند داده اند.

توی این فکرم که آنقدر که ما به یانگوم می پردازیم، ایتالیایی ها هم به پرویز پرستویی فکر می کنند؟!

و اصولاً چرا شبکه های تلویزیونی ایتالیا خبرنگار نمی فرستند برای مصاحبه با معتمد آریا؟!

چرا مجله های آنجا ته و توی زندگی پرویز پرستویی را در نمی آورند؟! یعنی آنها مجله زرد ندارند؟!

اس ام اس اوس محمود آیا در ایتالیا درآمده ؟! آیا مهندسین ایتالیایی هم سرچ می کنند "پرویز پرستویی" و در محل کارشان در موردش صحبت می کنند؟!

آیا آنها هم در مورد زیر تیغ ما وبلاگ می نویسند؟!

یا فقط این مائیم که شیفته می شویم؟

-

یانگوم ساری پوش

-

چشمان خود را ببندید و یانگوم را تصور کنید که ساری پوشیده! مسخره است، نه؟!

هندی ها هم همین مدلی اند، آشواریا، بازیگر زن هندی که به عنوان هالیوودی ترین بازیگر زن هند شناخته شده، هنوز که هنوز است ساری می پوشد و همچنان با آن احساس زیبایی می کند!

زحمت می شود اما لطفاً دوباره چشم های خود را ببندید و یک بانوی امروزی ایرانی را با لباس سنتی یکی از مناطق ایران تصور کنید. مسخره است، نه؟! در عوض تا دلتان بخواهد انواع و اقسام ساری و لباس سنتی پاکستانی و اخیراً حتی مانتوهای طرح کیمونو در ایران فروخته می شود.

طراحان لباس ایرانی سالهاست صدها نوع لباس ایرانی که شامل هزاران طرح و رنگ است را فراموش کرده اند.

-

مرغ همسایه تا چه حد غاز است؟!

-

آیا ما ایرانی ها انسان هایی شیفته هستیم؟!

آیا هر چیز صرفاً خارجی برای ما جذاب است؟!

آیا مرغ همسایه برای ما غاز آست؟!

آیا مقاومت ما در مقابل فرهنگ بیگانه زود در هم می شکند؟!

آیا ما، آن طرف آبها، برای خود قصرهای باشکوهی بنا کرده ایم و مردم غیر ایرانی را جواهری در قصر

می بینیم؟!

علائم " انسان های شیفته " در ما دیده شده، مراقب باشید.

منبع

پی نوشت:

بحث  انسان های شیفته (love too much )  یه مبحثه تو روانشناسی و اصطلاحاً به شخصیت هایی گفته می شه که بی دلیل عاشق دیگران می شن و عشقشون یک طرفه اس. این افراد معمولاً برای جلب توجه و محبت طرف مقابلشون هر کاری می کنن و به خاطر کسی که هیچ علاقه ای بهشون نداره اغلب خودشون رو دچار رنج و عذاب هم می کنن در حالی که متقابلاً هیچ محبتی نمی بینند.


 من با تو ام تو بامن کاری نداره پرواز

درباره‌ی اینه :رسانه، 

به نام آنکه اگر حکم کند همه محکومند

چهارسال پیش همچین روزایی طرفای ساعت ۴ شبکه سه رو گاه گداری نگاه می کردم . یه برنامه جدید شروع شده بود . یه جوون که فقط می دونستم  در مسافری از هند بازی کرده و حالا اون برنامه رو اجرا میکنه. گاهی اوقات تیکه های خوبی مینداخت و مهمانهای نااشنا و جالبی داشت. سال بعد همون موقع ها ( تابستون) با تبلیغات بیشتری که از برنامه اش شد توجه بیشتری به این برنامه شد. اما یه خورده مجریش لوس بنظر می اومد. ولی هرچی می گذشت به اطلاعات زیادش پی می بردم.  تا اینکه در ماه رمضان همان سال به او برنامه ای دادند خورد و همون بهتر که بیشتر از ۷ یا ۸ جلسه اجرا نکرد چون اصلا  به درد ای جور برنامه ها نمی خورد. سال سوم  این برنانمه به ساعت ۹ شب منتقل شد تا طرفدارانش بیشتر شود اون زمان بود که تقریبا اکث مردم اورا بهتری مجری تلویزیون میدونستند. اما یه خورده پررو بنظر میرسید.

در پاییز همون سال (۸۵) برنامه جدیدی با اجرا ی رشید پور شروع شد و توانست طرفدارانش را  بدست آورد. و همان روزها هم او را با مجری مورد نظر ما مقایسه می کردند. و من رشید پور را بهتر میدانستم. در همان اوصاف من با برنامه های رادیویی شبکه جوان بخصوص هفتایی اشنا شدم.  و از اونا بدم نمی اومد .

وقتی سری جدید برنامه رشید پور شروع شد نشون داد که هیچ خلاقیتی ندارد. طرفدارانش روز به روز کم شد.  واکثرا به هنر مجری مورد نظر پی برده بودند.

در یکی از وبلاگ های دوستان خونده بودم برنامه  رشید پور را همه نگاه میکردند بخاطر مهمانهای معروفش که اگر نام اشنا نبود هیچکس برنامه را نگاه نمی کرد. و برنامه مجری ما را به خاطر خودش و محتوای برنامه نگاه میکردند.  

فرزاد حسنی همون مجری مورد نظر است. که اوایل برای من هیچ حسنی نداشت ولی حالا تمام معایب گذشته اش را هم حسن میبینم. و معتقدم که اطلاعات زیادی دارد و میتواند ازین هم بهتر شود. مثلا بهتر بود که در شب اول کوله پشتی ۴ از سعید حدادیان پاچه خواری نمی کرد . ولی خوب چون مهمان برنامه و اجرایش خوب بود میتوان گذشت.

میدونم که هفتایی ازین متن خوششون میاد.


 پل پیروزی به روایت عاشقانه حسن فتحی

درباره‌ی اینه :رسانه، 

فکر می کنم که منظورم را از این عنوان فهمیده باشید. بله مقصود سریال مدار صفردرجه است.

مجموعه ای که توانسته است مخاطبان خود را بدست آورد. این دومین اثر موفق حسن فتحی است اثر اول همان شب دهم بود که توانست یک موضوع مذهبی را با ظاهر عاشقانه به تصویر بکشد حالا سیاستگزاران صدا و سیما با توجه به سابقه او این کار را به او محول کرده اند که یک موضوع سیاسی را با عشقی جذاب ادغام کند و بتواند مردم  را به این داستان سیاسی جذب نماید. انصافا در این کار موفق بوده و در ضمن بین خودمون باشه که صدا و سیما خوب بلده برای مقاصد سیاسی خودش هزینه کنه.

در این اثر با بازی شهاب حسینی و یک هنرپیشه فرانسوی بنام ناتالی متی روبرو هستیم که در این مجال از نقد آنها می گذرم.  وقتی به ظاهر این دختر فرانسوی نگاه می کنم می بینم که دختری که شبیه فرانسوی ها باشد در میان ایرانی ها زیاد است و از جمله بعضی از هنر پیشه های زن این فیلم. حالا چرا از یک هنرپیشه فرانسوی که شباهت زیادی به ایرانی ها دارد استفاده شده نمیدانم. ولی با این حال داستان ریتم خوبی از نظر یک مخاطب ساده دارد. امیدوارم پایان این مجموعه مثل سریالهای دیگر ایرانی هندی یا تابلو تماتم نشود. و خالی از لطف است که به موسیقی تیتراژ پایانی این سریال اشاره نکنیم. که ترانه آن از دکتر افشین یداللهی و آهنگساز آن نیز فردین خلعتبری و خواننده آن علیرضا قربانی است. توصیه می کنم که حتی اگر سریال را نمی بینید این اهنگ را گوش کنید. این سریال دوسنبه ها ساعت ۲۲ از شبکه یک سیما پخش می شود.

اگر میخواهید خلاصه قسمتها و اطلاعات بیشتری درباره این مجموعه بدست آورید اینجا را کلیک کنید. 

                    

 


 بی جنبگی

درباره‌ی اینه :رسانه، 

ما ایرانی ها اون قدر بی جنبه هستیم که که وقتی یک هنرپیشه زن جدید رو می بینیم کنترل خودمون و از دست میدیم منظور من یانگوم .... آخه من نمی دونم این دختر چی داره که باید عکسش روی همه مجلات زرد باشه و این همه شایعه درباره اش ساخته بشه مثله اومدن به ایران و ... در ضمن یراش وبلاگ درست کردن بیا و ببین. حالا باز یانگوم خوبه چی کاره بانو هن دارن من نمیدونم. برین به این وبلاگ سر بزنید ببینید چه خبره. در ضمن یک ویلاگ دیگه هم داره.

من خودم از بینندگان این سریالم اما اینقدر برایم مهم نیست. شما یک ذره عمیق به این عکس نگاه کنید و بگین خداییش بی جنبه و ندیده نیستیم.

                                  



همه‌ی وبلاگها دارند

وبلاگ دار

فیها خالدون

گذشته ها

دوستشان دارم

کرموترین سیب های من

بگرد تا بگردیم

آنچه گذشت

دید و بازدید

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :