تبلیغات
سیب سرخ من - مطالب سینما
سیب سرخ من

نوشته هایی سرخ که نماد من اند ، نمادی از درون ، درونی ناشناخته

 بی خیالِ حرفایی که تو دلم جا مونده

درباره‌ی اینه :مقتبس، دل نوشته، خود، سینما، سیاوش قمیشی، موسیقی، 

می خواستم بزنم در گوشش
داد بزنم سرش
حرف دلم رو بزنم*
اون رو سنگین
و شاید خودم رو سبک کنم

اما
دیدم او سنگین تر از این حرفهاست
و شاید من سبک تر از او
یا شاید
طبق معمول حرف دلم را خوردم
سوء هاضمه حرف دارم ماه ها و سالهاست

این هم روزگار ماست




*مرتبط :
" - قرارمون بود ، قول دادی...
  - قرار چیه ، وضع عوض شده...
  - قرار اون چیزیه که اگر وضع هم عوض شد پاش وایسی!!!
فیلم <کنعان> "


بی ربط
چند روزی ست استاد سیاوش قمیشی سرانجام به انتظار ما پایان داده اند:
آلبوم یادگاری 2011


 به رنگ حاتمی کیا

درباره‌ی اینه :سینما، 

هیج چیز نمی گویم



الا اینکه
برید و تماشا کنید هنر ارغوانی استاد را


 Nothing is what it Seems

درباره‌ی اینه :سینما، 

خیلی وقت بود ندیده بودمش ، خیلی اتفاقی لای آرشیو فیلمام پیداش كردم !

به دلم افتاد كه دوباره بذارمش توی دی وی دی رام و تماشاش كنم !

مثل باد گذشت ! یهو فهمیدم فیلم تموم شده !

غرق داستان بودم !

The ILLUSIONIST

Writer & Director: Neil Burger

:Cast

Edward Norton

Jessica Biel

...

فیلمی با داستانی زیركانه و آروم !!!

آنچنان جذبت می كنه به موضوع كه خودت هم متوجه نمیشی !!!

تركیبی از دو داستان عاشقانه و تخیلی در قالب رئال و واقعیت !!!

از اون فیلم هایی كه تا آخرش هم نمی دونی آخر داستان قراره چه اتفاقی بیفته !!!

نه هندی تموم می شه نه باز ، وقتی كه تموم می شه لبخندی زیبا بروی صورتت میاد كه نشونه یك پایان خوش فقط نیست ! از پیچش داستانه كه داری لذت می بری !!!

 

ما كه بسی لذت بردیم البته دوباره

پی نوشت های خیلی بی ربط:

-     دموكراسی رو از افغانستان یاد بگیریم بد نیستااااااا !!!

-     مرگ روتین ِ هموطنانمون رو در سوانح هواپیمایی تسلیت می گم !!!


 بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه

درباره‌ی اینه :دل نوشته، سینما، 

خسرو شكیبایی همیشه واسه من یه بازیگری بوده كه از ته دل بازی میكرده ، بازیگری كه واسه من به خاطر بازی های خاصش توی فیلم های خاص خسرو شكیبایی نشد با بازیه روونش توی خانه سبز ، با بازیه معمولیش توی خواهران غریب ، با بازیه طبیعیش توی اتوبوس شب ، با بازیه خشنش توی روزی روزگاری ، با بازیه گمش توی تله فیلم های شبكه یك ، شد واسه من عمو خسرو !!!

همون عمو خسرویی كه وقتی شهاب حسینی توی جشنواره فجر 87 با اون لحن ، صداش زد خودم شاهد بودم كه چطور اشك از چشمان اكثر مردم حاضر میریخت !!!!

همون عمو خسرویی كه خیلی ها می گفتن معتاده ، خیلی برام مهم نبود كه هست یا نه هرچی بود واسه من نقش اول خانه سبز بود !!! كه وقتی موقع حرف زدن سینش میزد ( به هر دلیلی ) واسه من لذت بخش بود.

سالروز از بین ما رفتنش رو تسلیت و از دست این دنیا راحت شدنش رو تبریك میگم

 یادش بخیر ، روحش شاد ، خدایش بیامرزد 

خوابیدی بدون لالایی و قصه
بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه كابوس زمستون نمی بینی
توی خواب گلهای حسرت نمی چینی

دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه
جای سیلی یا یه باد روش نمی مونه
دیگه بیدار نمی شی با نگرونی
یا با تردید كه بری یا كه بمونی

رفتی و آدمكا رو جا گذاشتی
قانون جنگل رو زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی
تو تو جنگل نمی تونستی بمونی
دلتو بردی با خود به جای دیگه
اونجا كه خدا برات لالایی میگه
میدونم میبینمت یه روز دوباره
توی دنیایی كه آدمك نداره

علی فرید

نامه رضا كیانیان به خسرو شكیبایی رو بعد از مرگش در ادامه مطلب بخونید   >>>
 


ادامه مطلب را اینجا بیابید

 زندگی مثل یه بسته شكلاتِ !!!

درباره‌ی اینه :دل نوشته، سینما، فوری، 

هیچ وقت به این شادی نبودم ، نه از اون شادی هایی كه اون پایین گفتم نه !

تا حالا این مدلی خوشحال نبودم !

هیچ وقت فكر نمی كردم كه بشه این مدلی بانشاط بود !

یه حس درونیه ، خودش رو نشون نمیده ، ولی هست !

فكر نمی كردم كه اینجوری بشم ، با خودم فكر میكردم كه بعد دیدنش دپرس میشم ولی نشدم !

فوق العاده بود !

ایندفعه به جای یه شادی ظاهری ، امیدی ازش گرفتم كه  تا حالا حسش نكرده بودم !

 

Forrest Gump

Winston Groom  خدا پدرت رو بیامرزه !

Robert Zemeckis خدا پدرت رو بیامرزه !

Tom Hanks خدا پدرت رو بیامرزه !

شنیده بودم فیلم غمگینیه ولی

احساس می كنم با دیدین این فیلم امید و انرژیم واسه زندگی كردن بیشتر شد !

 

پی نوشت:
نمی دونم چرا دیروز اپیدمیه غم اومده بود ، به لینكهای زیر دقت كنید :

داستانهای 10:10          خودم              یك مهندس


 چهارشنبه سوری 2 ولی خیلی بهتر از این حرفها

درباره‌ی اینه :سینما، فوری، 

اینقدر می خندی كه حد نداره ، تاحالا اینقدر شادی یكجا ندیدی !!!!

فقط بیست دقیقه گذشته ! همه جا تاریكه ، همه دارن با هم پچ پچ میكنند ، هیچ كس نمی خواد قبول كنه ، هیچ كس !!!!

چند دقیقه بعد همه به  این وضیعت عادت كردن ولی بازم عصابت خورده ، یه چی ته  دلت میگه : " نه آخه چرا اون كه معصوم بود؟؟؟؟!!!! "

به ساعتت نگاه می كنی با خودت میگی چرا تموم نمیشه  ....... اینا دارن چی میگن ....... خدا نصیب نكنه !!!!

دیگه باید قبول كرد چاره ای نیست ! ولی هنوز یه چرای كوچولو ته دلت داره وول میخوره !!!!

چراغها روشن میشه ، دیگه كسی پچ پچ نمیكنه  همه بلند بلند حرف میزنند ، هركی یه چی  میگه واسه خودش !!!!

فعلا تا اطلاع ثانوی چیزی از گلوم پایین نمیره !!!! آخه تو چه كردی با من  اصغررررررر !!!!     

امشب رفتم همراه با عده ای فیلم "درباره الی" رو دیدم.  وقتی فیلم تموم شد دگرگون بودم عجیب ، فوری حس كردم كه باید یه پست امشب برم. 

اصغر فرهادی طبق معمول و همچون جهارشنبه سوری اش از یه داستان به ظاهر ساده و كوتاه اثری ساخته بود كه تو رو نزدیك به  دو ساعت میخكوب میكنه به صندلی سینما ! فیلمی با داستان و فیلم نامه ای زیبا و كارگردانی بی نظیر ، نمیشه زیاد از بازیگر ها تعریف كرد چون جوری نقش ها تقسیم شده بود كه هیچ كس از دیگری برتری نداشت.

قبل از اینكه توصیه كنم كه برید این فیلم رو ببینید باید حتما این نكته رو تذكر بدم  كه اگر قصد دارید جهت سرگرمی به سینما برید به هیچ وجه طرف این فیلم نرید ، به هیچ وجه  ، چون وقتی فیلم تمام شد از تك تك نوامیس سازندگان فیلم یاد خواهید كرد . اما اگر برای دیدن یك اثر واقعا زیبای سینمایی  میخواین برین حتی به قیمت فشار عصبی بالا ویا غمگین شدن زیاد باور كنید كه اگر این كار رو نكنین بزرگترین اشتباهتون رو انجام دادین.

منهای تعریف و تمجید باید این رو هم بگم كه فراز و نشیب این داستان نسبت به دیگر فیلم های ایرانی تندتر و عجیب تره پس با توجه به روحیه كه دارید شاید تحمل بعضی از قسمتهای فیلم براتون سخت باشه ولی باز از نظر من به دیدنش می ارزه.

توی این اثر هم مثل بقیه كارهای فرهادی ویا همسرش (پریسا بخت آور) ما رك بودن و راحتیه غیر متعارفی می بینیم كه در بسیاری از فیلم ها دیده نمیشه ولی به واقعیت فوق العاده نزدیكه ، دیالوگ ها كاملا محاوره ای اند نقش ها بی تعارف حرفشون رو میزنند . اما چیزی كه توی این فیلم نظر من رو جلب كرد حركت و مكان قرارگیری دوربین بود در این زمینه طوری كار شده بود كه حس میكردم من تماشاگر واقعا جای دوربین هستم و حركت می كنم ، درابتدا انگار جای دوربین مناسب نیست ولی بعد چند لحظه حس می كردم توی خود فیلمم با توجه به دیگر ظرافتهایی كه وجود داشت كاملا حس داستان بهم منتقل شد.

.......

نكته: توقیف شدن موقت فیلم توی جشواره قبل ، فیلم رو بی خودی و بیش از حد بزرگ كرد با این دید نبینیدش.

در یه جمله از دستش ندید !!!!

 

پ ن مربوط: برای كسانی كه نمی دونن سبك فیلمی كه به دیدنش میرند چیه واقعا متاسفم ،

امشب حرفها و كارهایی رو بعد تموم شدن فیلم شنیدم و دیدم كه توقعش رو نداشتم !

واقعا متاسفم !


 لعیا زنگنه : زنی با چشمهای عجیب

درباره‌ی اینه :سینما، 

نام: لعیا زنگنه

تاریخ تولد:  1344

لیسانس تئاتر از دانشگاه هنر.

یك دوره كلاس نقاشی را گذرانده است.

در دوران دانشجویی در چند نمایش از جمله پارانویا، یادگار، خال خالی (عروسكی) و نیز در فیلم كوتاه دانشجویی در كنج تنهایی بازی كرد.

نخستین كار حرفه ای اش در تئاتر، بازی در نمایش « یادگار سال های شن » (علی رفیعی، 1371) بود.

بازی زیبای او در مجموعه تلویزیونی « در پناه تو » (حمید لبخنده، 1373) هنوز در یادها مانده است.

بازی كوتاه او در فیلم مزاحم شاید بهترین نقش آفرینی او در سینما باشد.

   او بعد از مدتی غیبت در عرصه بازیگری حال او را در سریال پر مخاطب مدار  صفردرجه و در ماه رمضان در سریال اغما می بینیم .


 برندگان یازدهمین جشن خانه سینما

درباره‌ی اینه :سینما، 

مراسم پایانی یازدهمین جشن خانه سینما امشب (سه شنبه) در کاخ سعدآباد برگزار شد و برگزیدگان سینمای ایران در رشته‌های مختلف جوایز خود را دریافت کردند.

-

به گزارش خبرنگار مهر، در این مراسم که برخلاف سال‌های گذشته در محوطه باز کاخ موزه سعدآباد برگزار شد، تندیس خانه سینما به برگزیدگان 16 رشته اصلی و یک بخش فیلم کوتاه تعلق گرفت.

ضمن اینکه "اتوبوس شب" با چهار و "خون بازی" با سه تندیس موفقترین فیلم های یازدهمین جشن خانه سینما لقب گرفتند. فهرست برگزیدگان جشن یازدهم خانه سینما به شرح زیر است:

-

-


ادامه مطلب...

 تار سنتوری نزده پاره شد....

درباره‌ی اینه :سینما، 

بالاخره فیلم جنجالی و پر سر و صدای “علی سنتوری” هم توقیف شد.
متن خبر
«روزنامه روز» در مورد دلایل توقیف فیلم «علی سنتوری» یا همان «سنتوری» برای آنها که دسترسی ندارند:

  

فیلم علی سنتوری آخرین ساخته داریوش مهرجوئی به دستور”بالا” توقیف شد و تعدادفیلم های توقیفی وزارت ارشاد به شش رسید، درحالیکه از هم اکنون زمزمه توقیف دو فیلم دیگر هم شنیده می شود.

به گزارش خبرنگار “روز” از تهران، علی سنتوری هجدهمین و آخرین فیلم داریوش مهرجوئی سه روز پیش از اکران عمومی درحالیکه کلیه مجوزهای لازم را دریافت کرده و تبلیغات خیابانی آن هم آغاز شده بود ناگهان توقیف و فیلمی از ایرج قادری جانشین آن شد.

خبر توقیف فیلم سنتوری از روز شنبه در بین اهالی مطبوعات پیچید و چند خبرگزاری هم اقدام به درج آن کردند. اما دست اندرکاران که به تازگی حتی مجوز مواد تبلیغاتی فیلم را هم گرفته بودند فکر نمی کردند معاونت سینمایی وزارت ارشاد زیر مجوز های خود بزند، تا اینکه سردار صفارهرندی وزیر ارشاد در جلسه فوق العاده ای که درآن داریوش مهرجوئی ومحمد رضا شریفی نیا مجری طرح حضور داشتند، خواستار تعویق نمایش فیلم شد.

بااینکه مهرجوئی و شریفی نیا تنها به ذکر همین خبر بسنده کرده اند، اما درمحافل سینمائی گفته می شود صفارهرندی خبرتوقیف فیلم از “بالا” را به آنها ابلاغ کرده است.

رضا بهاری نویسنده سینمائی به “روز” گفت: “حساسیت دفتر رهبری به فیلم هنوز رفع نشده است و این گمان که بر اساس گزارش جوادشمقدری (بدترین مشاور رییس جمهور ) منظور از نوازنده ای که شخصیت اصلی فیلم است رهبر جمهوری اسلامی است که شایعه تار زدن ایشان درمیان مردم دهان به دهان می شود، هنوز پا بر جا است. ”

جواد شمقدری پیش از جشنواره فجر وقتی دریک جلسه خصوصی این فیلم رادید، گفت نمایش این فیلم فقط باردشدن از روی جنازه من ممکن است.

به گفته ژاله صفا نویسنده سینمائی به همین دلیل نام فیلم از “علی سنتوری” به سنتوری تغییر کرد، اما بازهم ارشاد به بهانه های دیگری مانع نمایش فیلم شد وتنها در شب پایانی و برای از میان بردن جنجال فیلم فقط یک سانس برای اهالی مطبوعات نمایش داده شد.

داریوش مهرجویی هم پس از پایان فیلم روی صحنه آمد و گفت: “نگران نباشید مشکلی نیست و دوستان وزارت ارشاد قول داده اند پس از جشنواره فیلم می تواند به شکل کامل به نمایش در آید. ”

پس از جشنواره و نادیده گرفتن عمدی فیلم، سنتوری توانست به طور مشترک با فیلم اخراجی ها(مسعود ده نمکی) جایزه بهترین فیلم تماشاگران را به خود اختصاص دهد و بهرام رادان هم جایزه اول بازیگری را دریافت کرد. مهرجویی تصمیم گرفت فیلم را در نوروز ۸۶ اکران کند، اما با اشکال تراشی هایی مواجه شد. بهانه جدید، صدای خواننده فیلم محسن چاوشی بود که ارشاد می گفت صدایش مجوز ندارد و باید خواننده را عوض کنید. مهرجویی هم که در این فیلم از در صلح وارد شده بود با اینکه می دانست صدای چاوشی در موفقیت فیلم هجدهمش نققشی قابل توجه دارد، از صدای بهرام رادان بازیگر نقش اصلی فیلم استفاده کرد. پوستر اصلی فیلم هم که تصویرش دراین صفحه آمده است رد شد وپوستر دیگری بدون عکس گلشیفته فراهانی جای آن راگرفت.

بعد از این جرح و تعدیل ها فیلم نیمه اردیبهشت پروانه نمایش گرفت و گروه پخش یعنی دفتر هدایت فیلم عزم خود را جزم کردند که فیلم را در ابتدای مرداد ماه یعنی آخرین فرصت پیش از شروع ماه رمضان اکران کنند. اما تنها سه روز به نمایش فیلم مانده بود که داریوش مهرجوئی خبربه تعویق افتادن فیلم را اعلام کرد.

روابط عمومی معاونت سینمایی ارشاد هم در گفت و گو با خبرگزاری فارس عدم نمایش فیلم را تایید کرد. شورای صنفی نمایش دست به کار شد و با جلسه ای فوق العاده فیلم محاکمه ساخته ایرج قادری را جایگزین سنتوری کرد.

فرامرز فرازمند یکی از تهیه کنندگان که آماده می شد بعد از اکران عمومی فیلم برای نمایش آن در امریکا گروه سازنده را همراهی کند، لب به اعتراض گشود. او به ایسنا گفت: “مسلم آنست مسایل و مشكلات دیگری كه هیچ ارتباطی به فیلم سنتوری ندارد، به این فیلم منتقل شده است؛ چگونه می‌شود، فیلمی كه از اردیبهشت ماه پروانه نمایش دریافت كرده است و تا روز سه‌شنبه هفته‌ گذشته تمام مجوزهای لازم برای تبلیغات و بیلبورد به آن داده شده به یك‌باره فضا برای نمایش آن تغییر می‌كند. اگر فیلم مشكلی داشت چرا پروانه نمایش دادند؟! مدیران سینمایی به ما اعلام می‌كردند كه فیلم را نمی‌توانیم به نمایش بگذاریم و فیلم توقیف است”.

وی با یادآوری اینكه ضروری است وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حافظ منافع اهالی سینما باشد، پرسید “چرا این دستگاه دولتی پای مجوزی كه به فیلم داده‌، نمی‌ایستد. ”

او خبرداد: “با مشخص شدن تكلیف نمایش فیلم سنتوری به‌همراه داریوش مهرجویی طی روزهای آینده با اهالی رسانه‌ها گفت‌وگو خواهیم كرد. ”

به گزارش خبرنگار “روز” از تهران با توقیف فیلم علی سنتوری تعداد فیلم های توقیفی به ۶ عدد رسید. پیش از این و به بهانه های مختلف، فیلم های زیرتوقیف شده بودند: کارگران مشغول کارند(مانی حقیقی)، نیوه مانگ(بهمن قبادی)، آفساید(جعفرپناهی)، یک شب(نیکی کریمی) و عصر جمعه(مونا زندی) درمحافل سینمائی تهران گفته می شود فیلم های تسویه حساب(تهمینه میلانی) و همیشه پای یک زن در میان است(کمال تبریزی)نیز در لیست توقیف قرار دارند.

به امید روزی که این بی احترامی ها و خفقانها تمام شود...

 

 


 بیو گرافی نیکی کریمی

درباره‌ی اینه :سینما، 

نیکی کریمی در ۱۹ آبان ۱۳۵۰ در تهران متولد شد. او بازیگر، کارگردان و یک مترجم ایرانی است و در چند جشنواره جهانی فیلم نیز به عنوان داور حضور داشته است. نخستین نقش سینمایی‌اش را در سال ۱۳۶۸ در فیلم «وسوسه» به کارگردانی جمشید حیدری به دست آورد. اما نخستین حضور جدی‌اش را میتوان در فیلم «عروس» به کارگردانی بهروز افخمی در سال ۱۳۶۹ دانست. او و ابوالفضل پورعرب را اولین جوانان سینمای ایران پس از انقلاب می‌دانند. در سال ۱۳۸۰ فیلم کوتاه مستندی با مضمون نازایی با عنوان «داشتن یا نداشتن» ساخت که برنده جایزه باران شد. در سال ۱۳۸۱ در دو فیلم ««دیوانه‌ای از قفس پرید» به کارگردانی احمد‌رضا معتمدی و «واکنش پنجم» به کارگردانی تهمینه میلانی بازی کرد که به خاطر بازی در این دو فیلم جایزه سیمرغ بلورین جشنواره فجر را گرفت.
او برای اولین بار در فیلم «باج خور» اثر «فرزاد مؤتمن» در یک نقش منفی بازی کرد و در سال ۱۳۸۳ اولین فیلم بلندش به نام «یک شب» را کارگردانی کرد.

 

  


 بیوگرافی شقایق دهقان

درباره‌ی اینه :سینما، 

من در روز چهارم اسفند ماه سال 1357 درست سه ماه قبل از اینکه برای اولین بار سوار هوا پیما بشم, در یکی از شهر های کوچک دانشجوی آلمان به اسم لان گسین به دنیا آمدم و بعد از سه ماه در اوایل سال 1358 که مصادف شد با اتمام تحصیلات پدرم, وقوع انقلاب, آغاز دلتنگی های مادرم و هفت ساله شدن خواهر بزرگم ما به کشور بازگشتیم و به دلیل کار پدرم به مدت 6 سال در شمال کشور ساکن شدیم و من , خواهر بزرگترم و خواهر و برادر کوچکترم که در همان شهر های شمال کشور به دنیا آمدند و به خوانواده ما پیوستند دوران کودکیمان را تا قبل از مدرسه رفتن من در فضایی خوش و آرام گذراندیم و بعد از 6 سال, خانواده 6 نفری ما به تهران آمد و در تهران ساکن شد و من به مدرسه رفتم .


ادامه مطلب...

 بانوی سینمای ایران

درباره‌ی اینه :سینما، 

باران کوثری از زبان خودش

در 25 مهرماه سال 64 در تهران به دنیا آمدم، دیپلم‌ام رو در رشته هنر گرفتم و فعلا كنكور هم ندادم؛ پدرم جهانگیر کوثری تهیه‌كننده سینما و مفسر ورزشی است و مادرم رخشان‌ بنی‌اعتماد كارگردان سینمااولین فیلمی كه بازی كردم پنج سالم بود. من بیشتر از هر مخاطبی نسبت به نقشم مسئولم شهرتی كه از طریق بازی به دست می‌یاری موقعیت سینما به دست می‌یاری و اثری كه با بازی و ساختن یك فیلم می‌تونی رو مخاطب تاثیر بذاری پس باید از این شرایط خوب استفاده كنی.به نظرم بازیگر خوب بازیگری است كه هر وقت می‌ره جلوی دوربین فكر كنه اولین سكانسشه و دست و پاش بلرزه، كسانی كه اعتماد به نفس بالایی در كار بازیگری دارند موفق نمی‌شوند.
 
من از اون دسته بازیگرانی هستم كه نقش روبه‌روم برام مهمه، بازیگران سخاوتمند زیادی داریم، مثل گلاب آدینه و آقای محجوب كه واقعا تجربه‌هاشون رو در اختیار بی‌تجربه‌هایی مثل من می‌گذارند و خیلی حرف برای گفتن دارند.
 
اگر بازیگر باشی، می‌مونی، خیلی‌ها با پارتی اومدند و رفتند ولی پرویز پرستویی می‌مونه، نه تنها در سینمای ایران بلكه هالیوود و بالیوود هم همین‌طور البته هستند كسانی كه به خاطر چهره‌شون روی كار بیایند مثل بهرام رادان كه واقعا بازیگر جدی و عالی شد. باید واقعی بازی كنی، مردم ازت بازی می‌خواهند، حتی اگر چهره نباشی و پارتی نداشته باشی.

بدترین خصوصیت باران كوثری لجبازی است.
 
پدر، مادرم، دوست‌هایی هستند كه می‌شد روشون حساب كرد.خصوصیت یك دوست خوب از نظر باران كوثری معرفت است.تنیس كار می‌كردم اما حدودا دو ساله ورزش نمی‌كنم.همه آدم‌ها رو باید خوب بدونی، مگه این‌كه خلافش ثابت شه و اگر ثابت شد هم جرات گذشت رو به خودت بدی.

بدون سانسور و بدون رو دربایستی می‌گم، مامان و بابا پارتی من بودند اما باران كوثری اگه لیاقت داشته باشه می‌مونه اگه پتانسیل داشته باشه بیننده رو جذب می‌كنه.
 
تو هنرستان ما یك كتابی داشتیم به نام مبانی هنرهای تجسمی كه من عاشق اون كلاس بودم.
 
وقتی غمگین هستم گریه می‌كنم، از گریه نمی‌ترسم اما جلوی هر كسی گریه نمی‌كنم.

فیلمهایی که در آن بازی کرده:

بهترین بابای دنیا (داریوش فرهنگ، 1370)

نرگس (رخشان بنی اعتماد، 1370)

روسری آبی (رخشان بنی اعتماد، 1373)

بانوی اردیبهشت (رخشان بنی اعتماد، 1376)

باران و بومی (فیلم کوتاه، رخشان بنی اعتماد، 1377)

بگذار آفتاب برآید (مجموعه، یک قسمت، قاسم جعفری، 1377)

زیر پوست شهر (رخشان بنی اعتماد، 1378) 

روزگار ما (مستند، رخشان بنی اعتماد، 1380)

رقص در غبار (اصغر فرهادی، 1381)

برگ برنده (سیروس الوند، 1381)

خوابگاه دختران (محمدحسین لطیفی، 1383) 

گیلانه (رخشان بنی اعتماد، محسن عبدالوهاب، 1383) 

تقاطع (ابوالحسن داودی، 1384)

صاحبدلان (مجموعه، محمدحسین لطیفی، 1385)

روز سوم (محمدحسین لطیفی، 1385)

او اکنون در فیلم توفیق اجباری لطیفی بازی میکند.

جوایز:

- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم های « خون بازی » و « روز سوم » - 1385
- دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن از بخش مسابقه بین الملل بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « خون بازی » - 1385
- دومین بازیگر کودک و نوجوان سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « زیر پوست شهر » - 1379
- دومین بازیگر کودک و نوجوان سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « باران و بومی » - 1379
   

                                    

                                     

                                          

                                              

 

 



همه‌ی وبلاگها دارند

وبلاگ دار

فیها خالدون

گذشته ها

دوستشان دارم

کرموترین سیب های من

بگرد تا بگردیم

آنچه گذشت

دید و بازدید

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :