تبلیغات
سیب سرخ من - مطالب همین جوری یهو
سیب سرخ من

نوشته هایی سرخ که نماد من اند ، نمادی از درون ، درونی ناشناخته

 ...

درباره‌ی اینه :همین جوری یهو، 



تولدش مبارک !


 برات

درباره‌ی اینه :همین جوری یهو، 

امشب یهو دلم پر از حرف شد
پر از حرف نگفتنی
اما شنفتنی
...

ترسیدم
و ترسم انگاری به حقیقت پیوسته.
دیدی میگن : " به دلم برات شده بود " ؟
دقیقا همون جوری!



کلا سپردم به خدا...


 اردی بهشت

درباره‌ی اینه :همین جوری یهو، 

درسته که از نیمه ی خرداد هم گذشتیم
اما دیشب داشتم به این فکر می کردم که دو سه سالی هست که این ماه اردیبهشت برای بخش خاصی از دوستی های من چه دوره سرنوشت سازی بوده ...



از همین بخش خاص و توی همین ایام که گفتم تا به امروز دوتا دوست رو از دست دادم و با دوتا دوست خوب آشنا شدم ، که مطمئنا توی هرچهارتاش حکمتی بوده !

نمی دونم اما باز هم شکر


 هجوم ِ بن بستُ ببین !

درباره‌ی اینه :همین جوری یهو، 

با تفاوت ها چه کنم ؟



با شباهت ها چه !؟


 جوگیر شدن

درباره‌ی اینه :عمومی، مصورانه، همین جوری یهو، 

کاش آن روزها که همه شان می آمدند و می گفتند " آیا مشکلی داری ؟ آیا از ما ناراحتی ؟ "من هم می گفتم " آری از تک تک همه ی شماها دلخورم و مشکل دارم باهاتان " اما خب بارها گفته ام که " ای کاش را کاشتند درختی سبز نشد ! "
---------------------
1600 تومن دادم نونوایی سنگکی 4تا نون آب رفته و خمیر گذاشت کف دستم ، برام یه جورایی عجیب و غیرقابل باور بود ، همونجوری مات و مبهوت به نونا رفتم خونه !
---------------------
رفتم واکسن بزنم واسه فرستادن دفترچه خدمت که واکسن های سه تا درد و مرض اعم از دیفتری و کزاز و مننژیت  رو به ما زد یهو ، خواستم بگم که یه هاری هم می زدین اون حسِ سگیِ نظام وظیفه تکمیل می شد.
---------------------
چرا دیگه تازگیا نمی گن که پسر باید بره سربازی تا مرد بشه هان ؟؟!!
---------------------
با این عکس به هزار دلیل خیلی حال می کنم :


---------------------


 جای شکرش باقیه! نه!؟

درباره‌ی اینه :همین جوری یهو، 

خستم
گرفتارم
مشغولم

اما نمی دونم چرا با این همه گرفتاری و خستگی تا حد امکان بیشتر فکر این و اونم تا این و اون فکر من !؟ نه واقعا چرا !!؟؟
البته خب ماشاا... همگی در یاد کردن هم در دلامون استادیم که همین هم خوبه !!!  نه !؟

برم به گرفتاری هام برسم
فلن خدافز


 گاهی

درباره‌ی اینه :همین جوری یهو، 

یه هفته ست می خوام بیام اینجا بنویسم که ...

" گاهی رفتن به نونوایی و وایسادن تو یه صف دراز و گرفتن نون بربری برشته و داغ و پرپر زدن از داغیش و یه تیکه ازش خوردن توی مسیر برگشت به خونه و اون مزه ی خاص تازه بودنش و چارتا تارف الکی زدن به در و همسایه ; از صدبار سفر رفتن به هاوایی و سواحل قناری تا همین کیش و شمال خودمون بیشتر حال میده البته گفتم که گاهی "

... اما جور نمیشد
که این دفعه شد.

خدا رو شکر!


 * ** ***

درباره‌ی اینه :همین جوری یهو، 

دادیم رفت .... کنکور ارشد را .... به هر ضرب و زوری ... و ... هر آخ و اوخی*

نتیجه هم اصلا برام مهم نسیت ، هرچی پیش آمد خوش آمد**

من اصلا اهل تقلب و رسوندن نیستم***


فکر منفی ممنوع *

اینو نگم چی بگم **

الا کنکور ارشد ***

بلخره دوباره دارم "مع الحق" رو می خونم ...


 همش تو یه روز ....

درباره‌ی اینه :همین جوری یهو، 

چه خبره اینجا ؟
من دارم چه می کنم ؟
من دارم با خودم چه می کنم ؟
دیگران با من چه می کنند ؟
یکی ضدحال می زنه
یکی برات نوشابه باز می کنه
کسی که بدت میاد ازش رو هی میبینی
کسی که می خوای ببینیش رو نمی تونی ببینی
با یکی میری میگردی خیلی خوش میگذره
با یکی بعد مدت ها میشینی حرف می زنی یه عالمه  توی یونی  خل میشی یه نمه
تو ترافیک همیشگی گیر نمی کنی
بهترین کلاست یهو میشه بدترین
سر کلاس آشنایی با قرآن خوابت نمی گیره
در عین گرسنگی ناهار نمی خوری که باور کردنی نیست
.
.
.
 کلا امروز "این به اون در" بود !!!


 نمی رسه به تو حتی صدای من !

درباره‌ی اینه :موسیقی، همین جوری یهو، 

می خواستم بهت بگم
چقدر پریشونم
دیدم خودخواهی ه
دیدم نمی تونم

تحمل می کنم ...
به هر سختی
به شرطی که بدونم
شاد و خوشبختی

تو می خندی
چه شیرین ه ، گذشتن
تازه می فهمم !
گاهی اوقات آدم خودش رو توی بعضی موقعیت ها که فرض میکنه ، مو به تنش می ایسته !


 سلام

درباره‌ی اینه :همین جوری یهو، 

زنگ تفریح مدرسه به صدا در می آید دوباره
ابرهای بارانی برای بازی می آیند دوباره
آیا کسی نبود که به تو بگوید او نفس نمی کشد ؟
سلام ، من ذهن تو هستم که به تو داده می شود تا بگویی سلام

اگر من می خندم ، تو باور نکن
بزودی من هم می فهمم که از این رویا بیدار خواهم شد
سعی نکن که مرا بهبود ببخشی ، من نشکسته ام
سلام ، من دروغ هستم و برای تو زندگی می کنم  پس تو می تونی مخفی بشی
گریه نکن

ناگهان من می فهمم که خواب نیستم
سلام ، من اینجا هستم
و همه ی آنها گذشته ی دیروز است
از : محو تدریجی

پ.ن : اگه چیزی دستگیرت نشد خودت رو ناراحت نکن و اصلا مهم نیست چون کار من نیست
!


 سایت پلان

درباره‌ی اینه :همین جوری یهو، 

آخ که چقدر از اونی که باید باشم عقبم ، آخ ...

باز هم شکر


پ.ن :

در حسرت موج م ، باران کفاف م نیست
                                                             درمان درد من ، باران نم نم نیست

 پس تشنه می مانم
                                   غرق پریشانی
                                                             تا آسمان ها را بر من بگریانی


 باور کن !

درباره‌ی اینه :همین جوری یهو، 

" سکوت نشانه تمایل به حرف نزدن نیست ! "
منبع : خودم


 کاریش نمیشه کرد !

درباره‌ی اینه :همین جوری یهو، 


شدنش که میشه !
ولی تولد یه بحثه ، یک عمر زندگی یه بحث دیگه !


تعداد کل صفحات: (2) 1   2   

همه‌ی وبلاگها دارند

وبلاگ دار

فیها خالدون

گذشته ها

دوستشان دارم

کرموترین سیب های من

بگرد تا بگردیم

آنچه گذشت

دید و بازدید

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :